اولدوزسوز گئجه چک، قاشین سئوگیمین

سالاملار سایقیلار اوستاد ... جنابلاری بو شعری اوخویوب منه فیکیرلرینیزی بویورسانیز ممنون قاللام.

محبوب حبیبی (حیدراوغلو)


سئوگیمین شکلینی چکیرسن چکمن

اولدوزسوز گئجه چک، قاشین سئوگیمین
ساغ دؤشون ساوالان ،سول دؤشون سهند
اوجا چک - اوجا چک ،باشین سئوگیمین


بیر گؤزون اورمو چک ،بیر گؤزون خزر
ساچلاریندا گؤنش دوغولاندا چک
منی دنیزلرین دریلیینده
دالقالار قوینوندا ،بوغولاندا چک


آرپا چایی آخسین دامارلاریندا
آرازلا قوشا چای، قووشاندا چک
قودوورد دالقالاری آل بایراقیمدا
کمیلر دنیزله ، باریشاندا چک


حبیبی :سؤزجوک دن ،شکیل چکگیلن
بولود لار گؤیلرده ،اومود بسله سین
دنیزلر شئعیرینده ،ساکیت قالماسین
دالغالار قووزانسین بیرلیک سسله سین


سئوینج بولودلارین قوی یاغا -یاغا
سوسوز اوره کلره یاغیشلار کیمی
الیمین بوشلوغون دوولدور الینن
سئوینسن اؤزگه لر تانیشلار کیمی

اعترافات تکان دهنده یک روزنامه نگار و شاعر    ارمنی در باره فاجعه خوجالی

خبرگزاری آران
 
اعترافات تکان دهنده یک روزنامه نگار و شاعر
 
 ارمنی در باره فاجعه خوجالی
 
ترجمه و انتشار بخشهایی از اعترافات کسانی که در این کشتار
 
 شرکت داشته اند می تواند در روشن شدن زوایای تاریک وپنهان
 
 این فاجعه بسیار موثر باشد.نمونه حاضر یکی از اینگونه اعترافات
 
 می باشد

خبرگزاری آران/سرویس آذربایجان

ترجمه وانتشار بخشهایی از این اعترافات کسانی که در این کشتار شرکت داشته اند می تواند در روشن شدن زوایای تاریک وپنهان این فاجعه بسیار موثر باشد.نمونه حاضر یکی از اینگونه اعترافات می باشد.

این اعترافات که از یکی از سیاهترین لکه های ننگ تاریخ بشریت پرده بر می دارد توسط یک روزنامه نگار وشاعر معروف ارمنی نگاشته شده است که خود در آن جنایات شرکت داشته وآن را مایه افتخار خود وارامنه می داند. باشد کسانی که هنوز نسبت به وقوع این فاجعه با تردید می نگرند با خواندن این اعترافات صریح وتکاندهنده بخود بیایند.

یکی‌ از شعرا و نویسندگان مشهور ارمنی به نام زوری بالایان در کتابی‌ تحت عنوان ؛احیا دوباره روحمان؛ از قتل عام خوجالی در تاریخ ۲۶ فوریه ۱۹۹۲ که خود نیز در آن شرکت داشته چنین می نویسد:

با خاچاتوریان به خانه ای که تصرف کرده بودیم وارد و کودک ۱۳ ساله تورکی رادیدیم که توسط سربازان ارمنی به پنجره اتاق میخکوب شده بود خاچاتوریان برای اینکه جلوی گریه و فریادهای کودک را بگیرد پستان بریده شده مادرش را به زور در دهان وی فرو برد بعد از آن من پوست سر و سینه و شکم کودک را کنده و تایم گرفتم کودک در عرض هفت دقیقه بر اثر شدت خونریزی جان داد و من با این عمل دچار شادی و شعف زاید الوصفی شدم و تمام روحم سر شار از غرور گردید.

خاچاتوریان جسد کودک را تکه تکه کرده و در مقابل سگهایی که از نژاد خود ترکها هستند انداخت!شب همان روز این کار را با سه کودک دیگر ترک تکرار کردیم `بدین شکل من به وظیفه خود به عنوان یک ارمنی عمل کرده و یقین دارم که که تمامی‌ ارامنه به ما و کارهایمان افتخار خواهند کرد.

زوری بالایان - از کتاب احیا دوباره روحمان- چاپ شده در صفحه ۲۶۰ تا ۲۶۲ نشریه وانادزور بتاریخ ۱۹۹۶.

علاوه بر این نویسنده و روزنامه نگار دیگر ارمنی به نام دیوید خردیان که اکنون ساکن لبنان می‌باشد در لابلای صفحات ۱۹ تا ۷۶ کتابی تحت عنوان'' در راه صلیب'' از مصیبتهای وارد به اهالی خوجالی در طی‌ قتل عام آنها توسط ارامنه به عنوان افتخار ارامنه یاد کرده و در صفحهٔ ۲۶ آن نوشته است:در یک صبح سرد در نزدیکیهای داش بولاق مجبور شدیم برای عبور از یک باتلاق از اجساد پلی‌ برای عبور بسازیم ''پود پول کوویک اوهانیان '' وقتی‌ ترس مرا در عبور از روی اجساد دید و اشاره کرده وگفت نترس حرکت کن و من پایم را روی جسد دختری ۹ تا ۱۱ ساله گذاشته و شروع به حرکت نمودم.پاهایم وتمام شلوارم غرق خون شده بود. بدین شکل ما از روی اجساد ۱۲۰۰ نفر که پلی‌ برای ما شده بودند گذشتیم.

در صفحهٔ۶۲ و ۶۳ '' مارتین ۲'' از یک گروه ارمنی به نام کافلان که وظیفه سوزاندن اجساد را بر عهده داشتند نام برده شده و در ادامه آمده است: ۲۰۰۰ نفر از منگولهای پست(تورکها) در یک کیلومتری خوجالی سوزانده شد .در آخرین ماشینی که برای سوزاندن حمل می کردند من دختری ۱۰ ساله را دیدم که علیرغم زخمهای زیاد در ناحیه سر و دست وسرما و گرسنگی همچنان زنده بود و به سختی نفس می‌کشید ;دخترک به من نگاه می کرد و من هیچگاه چشمها ی آن دختر ۱۰ ساله را که با مرگ دست و پنجه نرم می کرد را فراموش نخواهم کرد `سربازی به نام تیکرانیان گوشهای دخترک را گرفت و او را کشان کشان به داخل اجسادی انداخت که قرار بود سوزانده شوند سپس مواد آتش زا بر روی آنها ریخته و اجساد را آتش زدند' صدای نالهٔ و فریاد کسانی‌ که هنوز زنده بودند از میان آتش به گوش می رسید./خ

نسخه های خطی ترکی درکتابخانه سرکار فیض آثار رضوی (ع)

نسخه های خطی ترکی درکتابخانه سرکار فیض آثار رضوی (ع)

محمد وفادار مرادی

اشاره : تحقیقات نشان می دهد که حدود 100 کتاب ترکی دست خط در کتابخانه آستان قدس رضوی وجود دارد. در نوشتار حاضر ضمن بررسی ویژگی ها و نکات برجسته‌ی نسخه های ترکی موجود در کتابخانه آستان قدس رضوی و کتابخانه های وابسته، سعی در نگارش و معرفی و فهرست مختصر و الفبایی آنها خواهد شد.

کلیدواژه های موضوعی :  نسخه های خطی ترکی

 در کتابخانه کهنسال و هزار و صد ساله آستان قدس رضوی 67 نسخه به زبان ترکی مجموعه هفتاد هزار نسخه خطی آن را همراهی می کند که باعث غنا و جامعیت زبانی آنها گردیده است. در سنوات قبل (سال 1352شمسی) استاد ایرج افشار و روان‌شاد محمدتقی دانش‌پژوه نسخه های ترکی کتابخانه ملک تهران وابسته به کتابخانه آستان قدس رضوی را ضمن 30 صفحه در انتهای جلد اول فهرست کتب خطی کتابخانه ملک معرفی نموده اند که بالطبع در این سطور از تکرار معرفی آنها صرف نظر شده است . لکن نسخه های کتابخانه مرکزی و کتابخانه های وابسته بانضمام هفت نسخه ترکمنی موجود به شیوه الفبایی مختصراً معرفی خواهد شد.

در بررسی اولیه نسخه‌ها، صرف نظر از وحدت زبانی، تنوع جغرافیایی خاصی در زبان و آواشناسی زبان نسخه‌ها ملاحظه می‌گردد. برخی نسخه ها متعلق به زبان ترکی شمال خراسان و هرات هستند مانند: یوسف و زلیخا اثر طبع مظلوم (قرن13ق) ‌‌‌‌‌‌[شماره 651 گوهرشاد] و یا کاتبان نسخه متعلق به مناطق مزبورند مانند: عبدالله بن آقا رضا در 1245ق (کاتب لیلی و مجنون فضولی، شماره 691 گوهرشاد) و نبی عامری در 1096ق کاتب لغتنامه امیر علیشیر نوایی متوفی 906 ق [نسخه 6940 مرکزی].

گروهی از نسخه ها توسط کاتبان آذربایجان ایران کتابت شده است مانند: نسخه دیگر لیلی و مجنون فضولی بغدادی متوفی 976ق که توسط شفیع تبریزی در 1228ق کتابت شده است [14742 مرکزی] و یا نسخه ربع مجیّب در نجوم که میرزا محبعلی ناظم الملک مرندی در 1300ق نگاشته است [شماره1/12154 مرکزی] و نیز نسخه تعلیم الخط عبدالله صیرفی (قرن 6ق) که توسط اَبودَودَس در 961ق کتابت و تذهیب شده است [شماره 12224 مرکزی]

و بخش دیگر، نسخه هایی هستند که در قسطنطنیه یا استانبول و بلاد دیگر ترکیه امروزی متولد شده اند و متاثر از شیوه نگارش، تذهیب و واژگان ترکی استامبولی قرار دارند مانند: نسخه مراثی بخط قنبر علی آل عبا (قرن 14ق) شامل مرثیه های رجب بن حسین از فقرای بکتاشیة ترکیه که در 1203ق نوشته است [شماره 27456 مرکزی] و نسخه ای بخط نسخ محمد بن حسین معاصر سلطان مراد بن سلطان سلیم عثمانی که مناسک حج سنان الدین یوسف مکی زنده در 991ق را در شام استنساخ کرده است [شماره 17602 مرکزی] و یا نسخة کتابچه تشکیلات اردوی همایونی عثمانی در 1815 میلادی [شماره 29181 مرکزی].

قابل ذکر آنکه کاتبان ترک زبان خراسان مانند رمضان بن کربلایی مشهدی دُلو ـ از روستای خبوشان یا قوچان ـ و کاتب نسخه لیلی و مجنون فضولی بغدادی متوفی 976ق در سال 1287ق همراه با کتابت آن دو مثنوی فارسی (بختیارنامه و موش و گربه) در همان سال استنساخ نموده و می‌نماید در کنار بازنویسی کتب ترکی به کتابت نسخه های فارسی نیز جدیت داشته‌اند.

 
واقفان کتب ترکی:

سابقة وقف نسخه‌های ترکی به تاریخ 1145ق حدود سیصد سال پیش باز می گردد که نادرشاه افشار اولین نسخه ترکی را وقف کتابخانه نمود و در ادامه میرزا رضا خان نائینی، قاضی نور در مرداد 1311 و خان بابا مشار در 1346ش نسخه هایی را به کتابخانه واگذار و نیاز نمودند.

در بعد از انقلاب اسلامی با شتاب آهنگ وقف و خرید، نسخه‌های بیشتری که 80% موجودی نسخه‌های ترکی را شامل می گردد به مجموعه اضافه گردید.

لهذا در این سی سال اخیر نام واقفانی همچون: سید محمد باقر سبزواری 1405ق / سید جلال الدین تهرانی 1361ش / علیرضا شاهی 1372ش / رایزنی فرهنگی ایران در سوریه 1368 / استاد جعفر زاهدی 1377ش / احمد شاهد اسفراینی 1381ش / حاج آقای نیری کاشمری 1382 و مقام معظم رهبری حضرت آیة الله خامنه ای «ادام الله عنایاته» که خلال سنوات 1373 تا 1387 نسخه هایی را به زبان ترکی وقف و نیاز داشته‌اند.

 
محتوا و موضوع نسخه های ترکی:

صرف نظر از نام نیک اندیشان و ارادتمندان ساحت قدسی حضرت رضا علیه السلام که مجموعه‌های خطی و نفیس خود را اهداء نموده اند، بیشترین تعداد نسخه های مزبور در موضوعات منظوم و منثور ادبی قرار گرفته‌اند مانند: دواوین شعرا، مثنویات و در مراحل بعدی نسخه هایی در مباحث عقاید و فقه و اخبار و برخی علوم پزشکی و نجوم و جنگی و تجوید و تاریخ ملاحظه می شوند.           

دواوین و شرح متون مانند: دیوان فضولی بغدادی (   ـ976ق) / دیوان امیر علیشیر نوایی
(     ـ960ق) / دیوان مشرب / قصیده التجائیه ابوالحسن صفا (14ق)/ ترجمه قصیده برده بوصیری از قطب الدین خلواتی/ شرح دیوان حافظ از سروری(   ‌ـ969ق)/ شرح گلستان سعدی از ملا شمعی.

 مثنویات: لیلی و مجنون فضولی/ یوسف و زلیخا مظلوم (قرن 13ق)/ وفات نامه پیامبر اکرم ص (قرن 13ق)/ گلشن مصائب واصف تبریزی (قرن13ق).

متون منثور ادبی و جنگهای اشعار: که عموماً شامل مرثیه های ائمه اطهار (ع) و اولیاء الله هستند مانند: محبوب القلوب امیر علیشیر نوایی ( ـ906ق)/ بحارالانشاء از قرن 12ق/ جنگ مراثی علی نوحه خوان/ جنگ اشعر دلریش (قرن 13ق)/ و جنگ مرثیه رجب بن حسین در 1203ق.

متون تاریخ زندگانی ائمه اطهار علیهم السلام: خصوصاً حضرت سید الشهدا علیهم السلام و ترجمه احوال شعرا مانند: حدیقة السعدا فضولی بغدادی در ترجمه روضة الشهدا ملا حسین کاشفی در مصائب و زندگانی امام حسین علیه السلام/ داستان محمد حنیفه/ مقتل و مصائب سید الشهدا/ جنان‌المومنین از رضا خاکسار (قرن12ق) در مصائب و زندگانی سید الشهدا و واقعه طف/ مجالس النفایس امیر علیشیر نوایی در تاریخ ادبیات/ تذکره شیخ صفی الدین اردبیلی.

کتب لغت دو زبانه مانند: لغت حلیمی (قرن 10ق) یا شرح بحرالغرایب/ لغت نامه امیر علیشر نوایی/ نصاب ترکی علی بادکوبه ای (قرن14ق).

و متون علمی مانند: ربع مجیب نعمت الله (قرن13)/ رساله معرفت اسطرلاب از مصطفی بن علی موقت جامع خاقان در استامبول/ طالع نامه از محمد چلپی موقت مسجد جامع شهزاده/ غایة البیان در تدبیر بدن انسان از رئیس الاطباء صالح بن نصرالله معروف به ابن سلوم حلبی متوفی 1080ق در بیان امراض. مفردات و مرکبات ادویه که به نام محمد خان پسر ابراهیم خان سلطان عثمانی نگاشته است.

 
برخی از نسخه های نفیس و دستخط های علماء و شعرا

  در میان مجموعه نسخه های معرفی شده دستخط‌های: محمد بن حسین عالم و فقیه معاصر سلطان مراد عثمانی ‌‌‌[مناسک حج 17602 مرکزی]. درویش طالوی (قرن 12 ق) ساکن دارالعدل قسطنطنیه [معرفت رجال الغیب.2/ 2011 مرکزی]. دلریش شاعر قرن 13ق (جنگ اشعار 18502 مرکزی ). ملاعلی نوحه خوان ( قرن 13 و 14 ق) [جنگ مراثی. 16794 مرکزی] و غیر اینها را میتوان مشاهده کرد.

 و برخی نفایس موجود عبارت است از:

تعلیم خط عبدالله صیرفی (قرن 6 ق) به خط نسخ خوش در 961ق با تذهیب و کتابت ابودَودَس کاتب.

دیوان فضولی بغدادی بخط خوب روحی بن خیری در 991 ق.

ترجمه قصیده برده بوصیری با ترجمه ترکی منظوم از قطب الدین خلواتی به خط نسخ و نستعلیق عصر مترجم و تذهیب و سرلوح کم کار. 

کتابچه تشکیلات اردوی همایونی عثمانی بخط نسخ خوب در معرفی قوای سه گانه.

جنگ اشعار شامل 103 برگ که محمد بن علی در 1013 ق با سجع مهر «مظهر لطف اللهی محمد بن علی» جمع آوری نموده و شامل اشعار و غزلیات و رباعیات و قصاید مشهور شعرای ترکیه است از قبیل: نجاتی بیگ، سماعی، شمعی چلپی، قصیده در فتح استامبول در 857ق توسط سلطان محمد، نحسی، شریفی، اموی چلپی، غزل حیرتی، تخمیص گناه با ذکر مقامات و گوشه ها و ردیف های آوازی ابیات مانند: پنجگاه، سه گاه، عشیران، دوگاه، حسینی، نوا، لغز سلطان مراد، غزلی از ثانی سلمه الله، عبیدی، نظیره‌هایی از باقی افندی، عالی افندی، شانی، نوعی چلپی، لسانی، قبولی، خلدی، اسیری، کمال پاشازاده، احمد چلپی، اصولی، حیاتی، قابلی افندی، بهاری چلپی، عبیدی، رضایی، وارسقی یک غزل از سلطان سلیمان، نیلی افندی، چند قطعه در ماده تاریخ جنگ با روم در 923 ق، رباعی اثر طبع خفی چلپی ادرنه‌ای، حقیری، احمدی، عزی‌زاده افندی، آهی چلپی، فغانی چلپی، وحدتی، وصال چلپی، سپاهی، اسیری، تخمیس بیانی از یحیی افندی، مرادی ، جنانی و شمس تبریزی و دیگران.

بعد از مقدمة نه چندان مختصر، نسخه های ترکی موجود به تنظیم الفباء و در سطور زیر اطلاع رسانی می‌شود:

 
«الف»
اختیارات الایام

ترکمنی، اخبار از محمد عوض بن صدرالدین قراقاش در تعیین سعد و نحس ایام:

27736 (نستعلیق 12 ق، 25 گ، کامل، وقفی مقام معظم رهبری در 1380)

 
ادعیه

دستور به ترکی، از ـــــ ؟ شامل ادعیه تعقیبات نماز:

11896 (نسخ شعبان 1154 ق، کامل، 102 گ، وقفی محمد وجدانی در 1359ش)

 
اسطرلاب (رساله در معرفت)

ترکی، هیأت و نجوم. از مصطفی بن علی موقت جامع خاقانی در استامبول در یک مقدمه و 45 باب: 1/12084 (نسخ 13 ق، 44 گ، کامل، وقفی سید جلال‌الدین تهرانی در 1361)

 
بحارالانشاء

ترکی، ادبیات، از ــــــ ؟ در شیوه نامه نویسی، 471 گوهرشاد (نسخ 12ق، 188 گ، کامل، وقفی سعید طباطبایی در 1332)

 
«ب»
بحرالمعارف

ترکی، معانی و بیان از مصطفی بن شعبان سروری، 4705 غرب (نسخ 13 ق، 95 گ، نر)

 
«ت»
تجوید

ترکی و عربی، تجوید و قراءت، از قاریان، قرن 13 ق: 1990 گوهرشاد (نستعلیق 13 ق، 18 گ، نر)

 
تجوید منظوم

ترکی، اثر طبع بنده ده ؟، در جزوه‌ای در مباحث

 
عمده تجوید:

29277 (نستعلیق 1262ق، 21 گ، کامل، وقفی محسن حسینی، 1382)

 
تذکره شیخ صفی الدین اردبیلی

ترکی، تاریخ و عرفن، شجره‌نامه پادشاهان صفوی از صفی‌الدین اسحاق بن جبرئیل اردبیلی متوفی 735 ق:

59 (نسخ خوش 11 ق، 139 گ، نر، وقفی نادر شاه 1145 ق)

 
تعلیم خط

ترکی، خوشنویسی از عبداللع صیرفی (6 ق):

12224 (نسخ ممتاز ابودودس 961 ق، 24 گ، کامل، تذهیب نسخه توسط کاتب، وقفی سید جلال‌الدین تهرانی، 1361)

 
جنان المؤمنین

ترکی، اخبار، احتمالاً از رضا خاکسار در ثواب و فضیلت مرثیه سرایی سیدالشهداء:

14489 (نسخ علی بن کربلایی تبریزی، 1153 ق در تبریز، 119 گ، کامل، وقفی سید محمد باقر سبزواری، 1405 ق)

 
جُنگ

ترکمنی، ادبیات، جامع، ملا قوئنج جهت فرزندش شامل حِکم خواجه احمد سوی عارف قرن 6 ق ترکمن و اشعار قل تمور:

28181 (نستعلیق 1312ق، 156 گ، قف، خریداری در 1381)

 
جُنگ

ترکی و فارسی، علوم غریبه و کیمیا، از ـــــ ؟، شامل خطوط مرموزه و اقلام هندی و یونانی و اوزان صغار و کبار و تعبیر خواب:

26242 (نستعلیق 13ق، 63 گ، کامل، وقفی جعفر زاهدی 1377)

جنگ (= مجموعة المراثی)

ترکی، ادبیات اثر طبع علی نوحه خوان (14 ق):

16794 (نستعلیق تحریری شاعر 1341 ق، 174 گ، کامل، خریداری در 1367)

 
جنگ اشعار

ترکی استامبولی، ادبیات، جامع: محمد بن علی در 1013ق با سجع مهر» مظهر لطف الهی محمد بن علی با اشعاری از نجاتی بیگ، سماعی، شمعی چلپی، قصیده در فتح استامبول در 857 ق توسط سلطان محمد و شعرای دیگر ترکیه و عثمانی:

29211 (نسخ و نستعلیق 11 ق، 103 گ، کامل، وقفی حاج آقای نیری کاشمری در 1382)

 
جنگ اشعار

ترکی، ادبیات، اثر طبع شاعری با تخلص دلریش (13 ق):

18502 (نستعلیق تحریری شاعر 1286 ق، 110 گ، کامل وقفی علیرضا شاهی در 1372)

 
جنگ اشعار

ترکی، اخبار و مصائب از مداحان و ذاکران مشهد رضوی در مصائب کربلا:

14711 (نستعلیق 14 ق، 146 گ، کامل، وقفی سید محمد باقر سبزواری، 1405ق)

 
جنگ مراثی

ترکی، ادبیات از ــــ ؟ شامل نوحه در مراثی سیدالشهدا و امیر مؤمنان علیهما السلام:

29266 (نستعلیق 13 ق، 53 گ، کامل، وقفی آقا نبوی کاشمری در 1382)

29208 (شکسته نستعلیق، 13 ق، 52 گ، نف، وقفی آقا نیری کاشمری در 1382)

 
جُنگ مرثیه

ترکی، ادبیات، اثر طبع رجب بن حسین در 1203ق از فقرای بکتاشی ترکیه، در مراثی ائمه(ع):

27456 (نستعلیق تحریری قنبر علی آل عبا، 1303 ق، 88 گ، کامل، خریداری)

 
حدیقة السعدا

ترکی، ادبیات، از محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (913 ـ 976 ق) به شیوه روضة الشهداء ملا حسین کاشفی متوفی 910 ق

نگاشته کتاب در 1271 ق در بولاق چاپ شده است.

719 گوهرشاد (نستعلیق عبدالرضا بن حمزه، 1075 ق، 272 گ، کامل، وقفی سعید طباطبایی در 1332)، 15135 (نستعلیق تحریری 1015 ق، 238 گ، کامل، وقفی مکتبة امیرالمؤمنین در 1365)، 19219 (نستعلیق عبدالشکور بن خداویردی شاه کرم، 1260 ق، کامل، 170 گ، وقفی سعید شکوری در 1373)، 9470 (نستعلیق 1271 ق، حجت سلیمان، 157 گ کامل وقفی خان بابا مشار در 1345)

 
داستان محمد حنفیه

ترکی، تاریخ اسلام، از ــــ ؟

555 گوهرشاد (نستعلیق 13 ق، 59 گ، وقفی سعید طباطبایی در 1332)

 
درّالعجائب

ترکمنی، اخبار، از علماء عامه قرن 13 ق در عقاید و اخلاق:

28219 (نستعلیق 1299 ق، 160 گ، خریداری 1381)

 
دیوان خواجه یسوی

ترکمنی، ادبیات، اثر طبع خواجه احمد یسوی (قرن 6 ق):

27373 (نستعلیق تحریری امان مراد، 13ق، 38 گ، کامل، خریداری در 1380)

 
دیوان فضولی بغدادی

ترکی، ادبیات، اثر طبع محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (913 ـ 976 ق): 9659 (نستعلیق روحی بن خیری، 991 ق، 180 گ، کامل، وقفی خان بابا مشار)، 15105 (نستعلیق 993 ق، 112 گ، کامل، مذّهب و سرلوح دارد، مکتبه امیرالمؤمنین در 1365)، 444 گوهرشاد (نستعلیق 10ق، 100 گ، کامل، وقفی سعید طباطبایی در 1332)، 928 گوهرشاد (نستعلیق 12 ق، 128 گ، نف، وقفی سعید طباطبایی در 1332)، 12547 (نستعلیق محمد ملا بن سعد محمد، 1279 ق، 90 گ، وقفی حسین کی استوان در 1348)

 
دیوان مختوم قلی

ترکمنی، ادبیات، اثر طبع مختوم قلی فراغی (1146 ـ 1205ق):

28220 (نستعلیق 1308 ق، 57 گ، نف، خریداری در 1381)

 
دیوان مشرب

ترکی، ادبیات، اثر طبع مشرب یا مشرب دیوانه ساکن کاشغر شامل غزلیات و مثنویات با مضامین عرفانی:

11964 (نستعلیق مخلوط شکسته 1282 ق، 336 گ، کامل، وقفی سید محمود رحیم‌زاده، متوفی در خرداد 1361)، 1/28165 (نستعلیق 13 ق از برگ 24 تا 46، کامل، خریداری در 1381)، 8794 (نستعلیق پادشاه خواجه بن رحمت‌الله در 1312 ق، 364 گ، کامل، خریداری در 1338)

 
دیوان نوابی

ترکی، ادبیات، اثر طبع امیر علیشیر نوایی (9060 ق)، 4901 شامل غزلیات (نستعلیق 10 ق، 3 گ، وقفی میرزا رضا خان نائینی در 1311)، 15819 (نستعلیق تحریری، 13 ق، 84 گ، کامل، خریداری در 1367)

 
ربع مجیّب

ترکی، هیأت و نجوم از نعمت‌الله 13 ق در ارتفاع ربع دایره ضمن مقدمه و سیزده باب:

12154 (نستعلیق شکسته میرزا محبعلی ناظم‌الملک مرندی، 1300 ق در خوی، 8 گ، کامل، وقفی سید جلال‌الدین تهرانی در 1361)

 
ربع مجیب (تکلمه)

ترکی، هیأت و نجوم از نعمت الله (13 ق)

در مقدمه و دوازده باب در معرفت درجه شمس و جیب قوس:

1/12154 (نستعلیق شکسته میرزا محبعلی ناظم‌الملک مرندی در 1300 ق در خوی، 8 گ، کامل، وقفی سید جلال‌الدین تهرانی در 1361)

 
رمل

ترکی و فارسی، علوم غریبه، رساله در استخراج ضمیر است

23113 (نستعلیق 13 ق، 16 گ، نف، خریداری در 1329)

 
زبدة الکلام (ــ فیما یحتاج الیه الخاص و العام)

ترکی، فقه، از نامراد وجدی:

775 کتابخانه غرب (نسخ محمد بن حسن قره حصاری، 1059 ق، 257 گ)

 
شرح بحرالغرائب = لغت حلیمی

فارسی و ترکی، لغت، از لطف‌الله بن ابو یوسف حلبمی (قرن 10 ق):

27383 دفتر اول (نستعلیق تحریری ممتاز، 11 ق، 131 گ، موجودی تا حرف ن، خریداری)

 
شرح دیوان حافظ

ترکی، ادبیات، از مصطفی سروری متوفی 969 ق، از شعرای عثمانی :

7135 (نستعلیق 13 ق، 88 گ، نر، خریداری در 1327 ش)

 
 
شرح قصیده برده

ترکی، ادبیات، شاحر= احمد بلالی؟ شرحی بر قصیده برده بوصیری

15178 (نسخ 1135 ق، 44 گ، کامل، وقفی خلیل علوی خویی)

شرح گلستان سعدی

ترکی، ادبیات، از ملا شمعی، 15173 (نسخ علی خان بن رمضان 1154 ق، کامل، 187 گ)

 
طالع نامه

ترکی، هیأت و نجوم، از محمد چلپی موقت مسجد جامع شهزاده در احکام نجوم:

12084 (نسخ 13 ق، 67 گ، نوچند صفحه، وقفی سید جلال الدین تهرانی، 5/1361)

 
عقاید الاسلام

ترکی، عقاید از ملا احمد فاضل اردبیلی، مصور به نام شاه عباس ثانی:

28668 (نستعلیق خوش بن علی اصغر اردبیلی، 1309 ق، در دارالارشاد اردبیل، 72 گ، کامل، وقفی احمد شاهد در 1381)

 
عقاید منظوم

ترکمنی، عقاید حنفی، از علماء عامه ترکمن:

28221 (نستعلیق خواجه محمد بن محمد صالح، 1308 ق، 64 گ، کامل، خریداری در 1381)

 
غایة البیان (ــ فی تدبیر بدن الانسان)

ترکی، پزشکی، از رئیس الاطباء صالح بن نصرالله معروف به ابن سلوم حلبی متوفی 1080 ق که در بیان امراض و مفردات و ادویه مرکبه به نام محمد خان بن ابراهیم خان سلطان عثمانی نگاشته:

5204 (نستعلیق مخلوط شکسته، 12 ق، 165 گ، کامل، وقفی میرزا رضا خان نائینی در مرداد 1311)

 
فقه منظوم

ترکمنی، فقه حنفی، در مباحث طهارت و صلوة:

28180 (نستعلیق 14 ق، 34 گ، نر، خرداری در 1381)

 
 
قصیدة النجائیه

ترکی و ترجمه فارسی، ادبیات، اثر طبع ابوالحسن بن کاظم متخلص به صفا (14 ق):

16662 (نستعلیق 13 ق، 35 گ، کامل، خریداری در 1367)

 
قصیده برده (ترجمه ـــ)

ترکی و فارسی، ادبیات و مناقب، از قطب‌الدین سعدالله خلواتی، نسخه ترجمه منظوم قصیده برده در مدح پیامبر اکرم (ص) سروده محمد بن سعید بوصیری است:

26092 (نسخ و نستعلیق 13 ق، 47 گ، کامل، سرلوح دارد، وقفی جعفر زاهدی در 1377)

 
کتابچه تشکیلات اردوی همایونی عثمانی

ترکی، علوم جنگی و اسناد، از ـــ ؟، عنوان ترکی: «دولت علیه عثمانیه اوردوی همایون تشکیلاتی در 1815 م شامل معرفی قوای سه‌گانه:

29181 (نسخ 1329 ق، 83 گ، نو، وقفی حاج آقا نیری کاشمری در 1382، دارای یک تصویر سربازهای ارتش)

 
گلشن مصائب

ترکی، ادبیات، اثر طبع احمد بن محمد صادق واصف تبریزی (13 ق)

14399 (نستعلیق شکسته، 13 ق، 220 گ، وقفی سید محمد باقر سبزواری در 1405 ق)

 
لغت‌نامه

ترکی، لغت، از امیرعلیشیر نوایی (   ـ 906 ق):

6940 (نستعلیق بنی عامری 1096ق، 182 گ، کامل، وقفی ملک‌زاده کوثر در 1363)

 
لیلی و مجنون (مثنوی)

ترکی، ادبیات، اثر طبع محمد بن سلیمان فضولی بغدادی (913 ـ 976 ق) :

14742 (نستعلیق شفیع تبریزی 1228ق، 72 گ، وقفی سید محمدباقر سبزواری در 1405ق)

619 گوهرشاد (نسخ عبدالله بن آقا رضا، 1245 ق، 128 گ، نل، وقفی سعید طباطبایی در 1332)، 15821 (نستعلیق 1287 ق، 36 گ، نل، خریداری در 1367)، 15826 (نستعلیق تحریری 13ق، 160 گ، نف)

 
مجالس النفایس

ترکی، تاریخ ادبیات، از امیر علیشیر نوایی (844 ـ 906ق):

15995 (نستعلیق 1134ق، 140 گ، کامل، وقفی بنیاد مستضعفان تهران در 1367)

 
محبوب القلوب

ترکی، ادبیات، اثر طبع امیر علیشیر نوایی (    ـ 906ق):

12055 (نستعلیق 1122 ق، 68 گ، کامل، وقفی سید جلال‌الدین تهرانی در 1361)

9783 (نستعلیق مقصود بن خلیفه 1257 ق به نام پلنگ تویش خان؟ در مشهد، گ، کامل، وقفی خان بابا مشار در 1346)

 
مخبر صادق

ترکی، علوم غریبه از محمد صالح (قرن 14 ق)

در مباحث علم رمل:

7920 (نسخ 14 ق، 39 گ، کامل، خریداری در 1329 ش)

 
مزارات مکه

ترکی استامبولی، جغرافیا و تاریخ، از علماء حنفی

1/29792 (نسخ تحریری 12 ق، از برگ 21 تا 36، نو، وقفی رایزنی فرهنگی ایران در دمشق 1368)

 
معرفة رجال الغیب

ترکی استامبولی، عرفان از درویش طالوی از نقی در دارالعدل قسطنطنیه براساس آراء شیخ محیی‌الدین عربی به همراه مصادیق و توسل‌نامه منظوم به عربی:

2/2011 (نسخ تحریری مؤلف 12 ق، 4 گ، کامل)

 
مقتل

ترکی، اخبار و مصائب ائمه علیهم السلام :

14749 (نستعلیق 13 ق، 48 گ، نو، وقفی سید محمد باقر سبزواری در 1405ق)، 14654 (نسخ 13 ق، 237 گ، نو، وقفی سید محمدباقر سبزواری در 1405 ق)، 27517 (نستعلیق خوب، 13 ق، 110 گ، نو، خریداری در 1380)، 2415 گوهرشاد (نستعلیق تحریری 14 ق، 85 گ، نف)

 
ملعمه

ترکی، علوم غریبه و نجوم، ترجمه ملحمه دانیال نبی (ع) از حبیش بن ابراهیم تفلیسی   ـ 629 ق برگرفته از فرمایشات امام صادق(ع) و دانیال نبی در شماره ماههای رومی که برای ابوالفتح قرل ارسلان نگاشت. ترجمه به ترکی: سید احمد عزت 13 ق

791 گوهرشاد (نسخ 13 ق، 73 گ، کامل، وقفی سعید طباطبایی در 1332)

 
 مناسک حج

ترکی استامبولی، فقه حنفی، نقل از مناسک حج سنان الدین یوسف مکی زنده در 991 ق نقل کننده: محمد بن حسین معاصر سلطان مراد بن سلیم عثمانی :

17602 : نسخ نائل 12 ق در شام، از برگ 1 تا 18، نل، وقفی رایزنی فرهنگی ایران در دمشق در 1368)

 
مناسک حج

ترکی استامبولی، فقه حنفی، از ــــ ؟

 

29792 (نسخ و نستعلیق 12 ق در شام از برگ 10 تا 19، نل، وقفی رایزنی فرهنگی ایران در دمشق، 1368)

 
نصاب ترکی

ترکی، لغت، از علی بادکوبه‌ای، 14 ق: 1/1968 گ (نسخ و نستعلیق 14 ق، 9 برگ کامل)

 
وفات نامه (مثنوی ـــ)

ترکی کاشغری، ادبیات، در رحلت پیامبر اکرم(ص) و شهادت حضرت زهرا و حسنین علیهم السلام که در 1207 ق سروده :

28165 (نستعلیق 13 ق، از برگ 1 تا 23 کامل، خریداری 1381)

یوسف و زلیخا

ترکی، ادبیات، اثر طبع شاعری با تخلص مظلوم (13 ق):

651 گوهرشاد (نستعلیق رمضان بن کربلایی مشهود مشهور به دُلو، 1261 ق، 93 گ، نل، وقفی سعید طباطبایی در 1332)

منابع :

1-نشریه الکترونیکی شمسه

2- کتابخانه و موزه و مزکز اسناد مجلس شورای اسلامی

منبع:

http://salariyan.blogfa.com/post-2111.aspx

رؤیالاریمدا گؤزه للیگی گؤزومه قاخینج اولان (س...)یا پای اولسون.

رؤیالاریمدا گؤزه للیگی گؤزومه قاخینج اولان (س...)یا پای اولسون.

دومان یالچین_ خیاو

 

غوربت چکیر دیرناغیمی

سن گولورسن

دوداغلاریمین قاچماسیندان بیلیرم

گؤزلریمه تبریزین خیاوانلاری سوخولور

منسه اللرینده کی

چای ایستکانینی آشیرماغا تله سیرم

چیچک لرینه سو

قوشلارینا دن

و یانینداکی کورپه نی سئویرم

دوداغلارینین روژو گؤزلریمین قانیدیر

سئودییین رومانین

57 اینجی صحیفه سینده کی قیزی آغلاییرام

و آخشام یئمه یینی

سون قاشیقینا تامسینیرام

آوارایام...

قیچلاریم گئدیش-گلیش اورتاسیندا اسیر

آخ بابام آخ...گؤرسه یدی یئنه ده

باشینی تولایاردی بؤیودویوم حالدا

هئچ بیر شئیینی منه تاپشیرماز

حساب کیتابلارینی و...

شئعیریمه ده اینانماز آتام

آلا سفئک دئییر منه

باجیم منی

خیال دونیاسینین یولچوسو بیلیر

عاغلیمین اولمادیغینا اینانیر

سن منه دلی دئییرسن

اؤز_اؤزومه دانیشمادان

یولدان کئچنلره گولورم

قاچا-قاچا یئرییمه دن

شارکی لاردان چیخان اللری قیچیما چیرپیرام

گؤز یاشیما اوشوموش سئرچه لری سوخورام

و اؤزومو کؤرپه لرین گولوشونه سریرم

آنام سئویندیگیندن فیکیرلی اولدوغومو سؤیله ییر

شاعیر دئییر

دوستلاریمدا منه شاعیر دئییر

نادیر عمی

گؤندردییی شئعیرین آلتیندا شاعیر قارداشیم یازمیشدی

کامیل منی شاعیر چاغیرار

دوغورچو بیر شاعیر کیمی

سالام لاشیرام

کیتاب اوخویورام

گؤزلوک تاخیرام

دویغولانیرام

قوجالیغی جوجوق گؤرکه مینده یاشاییرام

اؤلمه دن-دیریلیب

بیرینی سئویرم گوزگو پاساژیندا

قلمیمی سیندیریب

و الیمده کی کاغاذی بوکورم

بیرده وطن حسرتی...

دونن حسرت چکمه  دن

وطنه گلنده داریخدیم

یاخین لاشدیقجا اوزاقلاشدیم

نفسیمی تبریزده چکنده

سن نفس وئریردین منه

بوگونسه سن غوربتده

من سه وطنده وطنسیز.

خاطرات یک روزنامه نگار از زلزه اهر، هریس و ورزقان

خاطرات یک روزنامه نگار از زلزله اهر، هریس و ورزقان

 

دوستی اخیرا مطلبی را با عنوان «پخله یئین ژورنالیست نه یازا بیلر!!؟» در وبلاگ خودشان

منتشر کرده بودند.خواستم برای خالی نماندن عریضه قسمتی از خاطره ی زلزله مرداد ماه

سال 91 را به ایشان و همه ی هموطنانی که در زلزله دلشان برای همدیگر تنگ شد و احیانا

کمی هم از ترس ته دلشان  لرزید تقدیم نمایم.


ادامه نوشته

آیا تیمور واقعا لنگ بود؟

 

آیا تیمور واقعا لنگ بود؟

 

 

 

تیمور گورکانی که بعضا به نام تیمور لنگ خوانده می‌شود، در قرن چهاردهم میلادی از گمنامی سر برآورد و به فاتح ملت‌ها تبدیل شد.

ادامه نوشته

پخله یئین ژورنالیست!!


بو مطلب ایکی  ژورنالیست قارداشیم  رضا عالی و محمدعلی  ارجمندی جنابلارینا  تقدیم اولونور

پخله یئیه ن ژورنالیست!!

گرگرلی آراز

دئیرلر کیم پخله چوخ یئسه سفئه لر! آما بیری دئمیشدی من ایکی

حیاتی ساتیب وئردیم پخله یه اوندا بیر سفئه لیق گؤرمه دیم !

بو مثلی اوندان اؤتور چکیب لر هره نین بیر یئمه یه علاقه سی

وار حتتا منیم بیر دوستوم وار همیشه پخله دن قاباق ، یادا سونرا

اونون سویوندا باشینا چکر . آما سؤزوموز اوردا دئییل.

او مثلده دی کی اونون دوزلویون ایستیره م ثابت ائله یم .

بیزیم ژورنالیست دوسلاردان بیری مرکزدن بیزیم شهریستانا

اینتیقال تاپمیشدی . ژورنالیست دوستومون هر بیر شئیی هم

ایداره ده همده ائوکی توتموشدو ،چوخ گؤزل وجهیده دوزلینمیشدی،

حتتا ایداره ده اوز ایسته ین ایشی اونا وئرمیشدیلر.

او کوچه ده ائو توتموشدو کی کراسیندان چوخ ، او حیاتین یئر -

یمیشیندن ،پئر پنجه ریندن دریردی . کند یومورتاسی ،داوار پندیری،

ساری یاغی ،بولا - بول باشینا تؤکوردولر .

بیر - ایکی آیدا او جیلاز اوغلان ،اون - اونبئش کیلو آغیر لاشمیشدی .

آما هر دفعه گلنده بیزه ،ائله بوینون چینینه قویوردو و بیرده ایکی الین

بیر - بیرینه دویونله ییب ، ایکی قیچلارینین آراسیندا گیزله دیردی !

قاباقدا هر میوه واریدی ، آما بیرینه ال وورموردو ، ائله دئیردی

مئیلیم چکمیر.

بیر آزدان سونرا ، ایشینی بوشلاییب، یئنه مرکزه قاییتدی.

مرکزدن هئی تیلفون ایله دانیشیردیق . گؤردوم بئله چوخ سئوینیر

چوخ سئوینجکلیدیر . ژورنالیست دوستومدان سوروشدوم: قارداش

هارداسان ؟ چوخ اوجا سسله دئدی :هاردا اولاجاغام. فرمان عمی نین

توکانیندا پخله یئییره م !

اوندا باشا دوشدوم کی منیم ژورنالیست دوستوم ایکی حیات سهلیدی

ایشینده حیاتین اوستونده، پخله یولوندا الدن وئره بیلر میش. !

منیم آما اؤز - اؤزومه بیر سورغو یارانیر!

بیر پخله یئیه ن ژورنالیست گؤره سن بیزیم دوره ده، نه یازا بیلر؟


ولنتاين، شرکتهای غربی، توليدکننده های چينی،  قلبهای پلاستيکی


ولنتاين، شرکتهای غربی، توليدکننده های چينی،

قلبهای پلاستيکی


توماج طاهباز


 صبح خيلی زود با صدای رسيدن پيامکی به تلفن همراهم که درست بغل گوشم روی تخت گذاشته ام از خواب بيدار ميشوم. تلفن را همين کنار گذاشته بودم که صبح وقتی بيدار ميشوم ساعت را چک کنم. ولی پيامک مزاحم زودتر از موقع از خواب ميپراندم.

و اين پيامک مزاحم هم چيزی نيست جز يک پيام تبليغاتی از شرکت خدمات دهنده موبايل که ميگويد در روز ولنتاين فلان گوشی تلفن به افتخار عشاق فلان قدر تخفيف دارد، پس بهتر است بشتابم و يکی از آنها را برای محبوبم بخرم.  اولين چيزی که از عصبانيت به ذهنم ميآيد اين است که گوشی را بکوبم به ديوار.

ولی کمی که فکر ميکنم به اين نتيجه ميرسم که در آن صورت بايد واقعا بروم و يکی از آن اسمارتفون های تخفيف خورده را برای خودم بخرم. 

در نتيجه منصرف ميشوم، هرچند خواب هم ديگر از سرم پريده است. به خودم ميگويم چه زود چهارده فوريه شد. ولی ناگهان يادم ميآيد که هنوز تا چهارده فوريه حداقل يک هفته مانده است.

ولی بازار تبليغات گرم است، البته به قيمت فرستادن پيامک تبليغاتی پيش از طلوع خورشيد و پراندن ملت از خواب شيرين.

بارها شده که در اين تاريخ در گوشه ای از آسيا يا اروپا مشغول کار بوده ام. ولی هنوز کسی برايم پيامک تبليغاتی صبح زود، يک هفته قبل از ولنتاين نفرستاده بود. 
در هند دستکم دو مدل سالگرد «دوست داشتن» وجود دارد که مانند جشن سپندارمذگان (روز زن و زمين) يا مهرگان (جشن مهر) در ايران، يا انواع اقسام جشن های سنتی ديگر، ريشه در و رسم و رسومهای قديمی کشورهای مختلف دارد. «کاروا چاوت» که در بهار جشن گرفته ميشود و روز همبستگی زن و شوهر است. روزی هم به نام «برادرها و خواهرها» وجود دارد که ماه اوت جشن گرفته ميشود و


چقدر اين بازار زود عوض ميشود! هنوز خبری از چهارده فوريه نيست ولی مغازه ها پر از قلب های قرمز و بزرگ پلاستيکی شده است. اين را به شيرکا همسفری چند روزه ميگويم که با من در يک مهمانخانه ساکن است. در گوشهای از مالزی، برای گرفتن عکس و تهيه گزارش از چيزی ديگر مهمانم که سر و کله روز ولنتاين پيدا ميشود.

شيرکا اهل هند است ولی برای تعطيلات به مالزی آمده. او و دوست دخترش هر دو دانشجو هستند و ساکن بمبئی. صحبت از بازار که ميشود، آنها هم دم ميگيرند. شيرکا ميگويد در طول چند سال گذشته روز ولنتاين از يک پديده ناشناخته غربی به روز داغ بازار گردی و کافه رفتن در شهرهای بزرگ هند تبديل شده است. هر چند به نظر او هنوز هم اين موضوع تنها مختص به گروهی از جوانها و فقط در شهرهای خيلی بزرگ هند است.  البته ولنتاين در هند با مخالفتهايی هم رو بروست؛ به ويژه از طرف گروه های سياسی محافظه کار هندو. 

در هند دستکم دو مدل سالگرد «دوست داشتن» وجود دارد که مانند جشن سپندارمذگان (روز زن و زمين) يا مهرگان (جشن مهر) در ايران، يا انواع اقسام جشن های سنتی ديگر، ريشه در و رسم و رسوم های قديمی کشورهای مختلف دارد. «کاروا چاوت» که در بهار جشن گرفته ميشود و روز همبستگی زن و شوهر است. روزی هم به نام «برادرها و خواهرها» وجود دارد که ماه اوت جشن گرفته ميشود و در آن برادر با بستن دستبندی به دست خواهر خود، با او عهد ميبندد که هميشه ازش محافظت خواهد کرد. 

هم محافظت از خواهر و هم همبستگی زن و شوهر موضوعاتی هستند که شايد اين روزها سنتی و قديمی به نظر ميرسد. ولی واقعيت اينجاست که روزی برای «عشاق» خارج از چارچوب ازدواج چندان قدمت ديرينهای ندارد و تا همين چند دهه پيش تابويی محسوب ميشد که شکستن آن کار آسانی نبود.  اما بازار داغ ولنتاين همه چيز را به سرعت عوض کرده است. از شرق آسيا تا جنوب آمريکا. ماريا، اهل کلمبياست. در آمريکای لاتين، روزی برای نوشتن نامه های پنهانی به عشاق ناشناخته وجود دارد. از قضا در بيشتر کشورها در چهاردهم فوريه ولی نه در کلمبيا.

در اين کشور در ماه سپتامبر مردم ياد عشاق ميکنند.  ماريا ميگويد جشن گرفتن روز ولنتاين در کلمبيا نوعی اسنابيسم محسوب ميشود و فقط مختص به طبقه خاصی از جامعه است. به گفته اين دختر جوان، هنوز برای بخش قابل توجهی از طبقه متوسط و فقيرتر اين کشور، اين جشن تازه وارد ناخوشايند محسوب ميشود. 

شيرکا و دوست دخترش هرچند مانند ماريا کاری به کار روز ولنتاين ندارند، ولی مخالفت چندانی هم با برگزاری آن ندارند.

آنها ميگويند جلوی بازار را نميشود گرفت و مردم را هم نميشود مجبور کرد که فقط به نسخه های قديمی «عشق» وفادار بمانند.  ماريا اما شديدا مخالف برگزاری اين جشن است. به نظر او بهتر است اگر حتی خود دولت دست به کار بشود و جلوی اين جشن را بگيرد. البته ماريا نميداند که در بعضی از کشورها مثل ايران يا در مالزی، که او برای تعطيلات به آن آماده است، دولت دست به کار شده تا جلوی اين جشن را به شکلی بگيرد. دولت مالزی برای نمونه به مسلمانان اين کشور هشدار داده است که اين جشن را برگزار نکنند. در اين مورد حتی هشت سال پيش فتوايی هم صادر شد.

برای همسفرهای هندی من روز والنتاين پديدهايست «فرهنگی» در جامعهای سنتی. ولی برای همسفر کلمبيايی من اين روز پديدهای «اقتصادی» است که فقط نماد «طبقه» مرفه است. پيتر، استاد بازنشسته آمريکايی ميگويد: احتمالا روز ولنتاين چيزی بينابين اين هردوست.  پيتر اهل ايالات متحده است، جايی که احتمالا خيلی ها فکر ميکنند روز ولنتاين از آنجا ميآيد. اين استاد دانشگاه سالها نيز در کشورهای مختلف آسيايی زندگی کرده است.
به عقيده پيتر بازار ولنتاين پيش از آنکه سودی نسيب شرکتهای غربی بکند، جيب توليدکنندههای چينی را پر ميکند. چون کافيست نگاهی به پشت قلبهای پلاستيکی بياندازيم تا ببينيم که نه ساخت يک کشور غربی که ساخت چين است.


به نظر او هم، تغييرات در کشورهای آسيايی طی سالهای گذشته مشهود و سريع بوده است. در خيلی از کشورهايی که اين مراسم هرگز برگزار نميشد، اين روزها رستوران ها و کافه ها و مراکز خريد پر از منوی مخصوص و تخفيف های تقلبی و قلب های مصنوعی ميشوند. کره جنوبی، ژاپن و چين در اين مورد گوی سبقت را از بقيه ربوده اند. پيتر ميگويد به نظر او جوانان آسيايی که اين جشن را برگزار ميکنند به شکلی به هر دو پديده تظاهر ميکنند؛ نوعی برتری اقتصادی و نوعی تفاوت فرهنگی. 

اما به عقيده پيتر بازار ولنتاين پيش از آنکه سودی نسيب شرکتهای غربی بکند، جيب توليدکنندههای چينی را پر ميکند. چون کافيست نگاهی به پشت قلبهای پلاستيکی بياندازيم تا ببينيم که نه ساخت يک کشور غربی که ساخت چين است. شايد اين تصور وجود داشته باشد که اين جشن نوعی جشن آمريکاييست، اما گذشته تاريخی و مذهبی اين جشن ربطی به کشور آمريکا ندارد. برای نورا، دختری که اهل هلند است، اين جشن هميشه وجود داشته و چيز عجيب و غريب و تازهای نيست.

به نظر او هر روز ميتوان برای کسی که دوستش داريم گل و هديه بخريم ولی وقتی روزی فقط مختص به اين کار است، ميتوان به اين بهانه روز خوشی را سپری کرد، چيزی شبيه روز تولد، شب سال نو يا هر مناسبت ديگری.

اما نورا ميگويد هيچوقت به ياد ندارد که کسی از جنبه مذهبی آن را برگزار کرده باشد. بالاخره روی ولنتاين به نام يک -يا احتمالا چند- قديس مسيحی، قديس «والنتينس» است که به اين نام خطاب ميشود.  گفته ميشود يکی از قديس ولنتينس های معروف، در دوران امپراتوری روم کارش خواندن خطبه عقد برای سربازانی بوده که حق ازدواج نداشته اند. هرچند افسانه ها و قصه ها در مورد او زياد است. والنتينس درضمن قديس محافظ بيماران صرعی نيز هست، آن هم درست در همين روز يعنی چهاردهم فوريه. 
روی ولنتاين به نام يک -يا احتمالا چند- قديس مسيحی، قديس «والنتينس» است که به اين نام خطاب ميشود. گفته ميشود يکی از قديس ولنتينسهای معروف، در دوران امپراتوری روم کارش خواندن خطبه عقد برای سربازانی بوده که حق ازدواج نداشته اند.


بريتانيايی ها معتقدند نويسنده های آنها در قرون وسطی و بعد از آن به اين قديس شهرت جهانی بخشيده اند. به هر حال بر اساس مستندات چندان خبری از روز قديس ولنتاين تا قبل از سده های ميانی مسيحی نبوده است. به هر حال اگر نه تغييرات در شيوه تبليغات و بازرگرمی طی همين دو سه دهه گذشته، احتمالا همچنان هم برای بخش قابل توجهی از مردم جهان اين روز، روزی بود مثل مابقی روزها.  اما زمانه عوض شده است. گردش مالی اين بازار بزرگ، بر اساس آمار، فقط در آمريکا رقمی بيشتر از سيزده ميليارد دلار است.

و فقط در خود اين کشور نزديک به دويست ميليون گل سرخ از شاخه چيده ميشود تا به دست محبوب برسد.  و البته طبيعی است که يک قديس مسيحی، صدها سال پيش، احتمالا تنها چيزی که خبری از آن نداشته، بازار ميليارد دلاری عشق های رومانتيک و روابط عاشقانه ای خارج از دايره ازدواج بوده است که در زمان او احتمالا در فکر کسی هم نميگنجيد. تصور کنين اگر قديس والنتينس اين روزها سری به يکی از کافه ها يا مراکز خريد در يکی از شهرهای بزرگ دنيا ميزد و کسی به او ميگفت: اينها همه به خاطر شماست، چه حالی به او دست ميداد.

عمر کوتاه و عاشقی بلند بالای فروغ فرخزاد

عمر کوتاه و عاشقی بلند بالای فروغ فرخزاد

شهلا شفیق
 
زندگی فروغ فرخزاد بسیار کوتاه بود اما شعر او امروز با شکوفائی بیشتری به حیاتش ادامه می دهد. نسل های متفاوت ،از هر دسته و گروه اجتماعی، در شعر او حس ها وحساسیت های عمیق خود را باز می یابند.

شگفت نیست که اینهمه، در سرزمین ما، در شعر زنی که فروغ است رخ می دهد. چرا که زن بودن به جست وجوی عاشقانه فروغ تنش وعمق می بخشد و حس و شعورش را پالایش می دهد تا مرزهای جنسیتی را هم پشت سر نهد و شعرش دارای چنان حساسیتی شود که باهمه سخن بگوید.

فروغ مصرانه بر سر آن بود که خود معنای زندگیش را تعیین کند ونیز بر آن سر بود که با خلاقیت هنری به آفرینندگی معنا دست یازد. این راه ناگزیر به شکستن قالبهای فکری مسلط در جامعه استبدادی و مرد سالار ما راه می برد.

روند آفرینش هنری( که رو به آزادی دارد) در زندگی شخصی فروغ ، گسست های رنج آوری با پدرو شوهر و معشوق را درپی داشت . این کشمکش ها اما درسطح باقی نماندند و او را به پرسشی مستمردر باره رابطه اش باهستی و جهان و دیگری ودیگران فرا خواندند.

اینچنین، فروغ فرخزاد با آنکه عمیقا با جنسیت و عواقب شخصی و اجتماعی آن در گیر بود، مقولات مرد جلاد و زن قربانی را پشت سر گذاشت تا فراز و نشیبهای آزادی و اختیار را تجربه کند.

گناه /آزادی/عشق /شعر

فروغ خیلی زود حلقه ازدواج را (که در شعر"حلقه" به عنوان حلقه بردگی و بندگی از آن یاد می کند) از دست به در آورد. اما ناگزیر رنج جانکاه محرومیت از فرزند را به جان خرید. در "شعری برای تو" ( مجموعه عصیان) به پسرش می گوید.
گفتم که بانگ هستی خود باشم / اما دریغ و درد که زن بودم

فروغ در این شعر از ریاکاری و دروغ مسلط می نالد. در جامعه ای که حتی روشنفکرانش هم "زن آزاد " را هرزه تلقی می کنند او همه جا با تصویر خود به مثابه زن خطا کار روبروست.

در شعرهایش، جا به جا، عشق ورزی و گناهکاری به هم گره می خورد. حدیث عشق و گناه بالاخره فروغ را که از پرسش باز نمی ایستد به رودروئی با خدا می کشاند.

در شعرهای مجموعه "عصیان"، فروغ همچون بنده ای عاصی خدا را به پرسش می کشد. به جای مقدمه کتاب، آیاتی از تورات و قران نقل شده وشعرهائی از خیام سرآغاز هر بخش منظومه است. حرف بنده عصیانگر اینست که اگرخدا جهان و انسان را اینگونه آفریده که هست و بر همه اجزای آن اختیارتام دارد، پس تقصیر گناه آدمی به دوش اوست.

با گزینش آزادی خلاق در جامعه ای استبداد زده، فروغ، با ذهنیتی جستجوگر، چشمان باز و زبانی صادق، به راهی سخت گام می نهد. چرا که تابعیت از سنتها احساس امنیت عرضه می کند، حال آنکه جستجوی آزادی، با ضرورت عهده دار شدن هر انتخاب ، فرد را با اضطراب و نا امنی در گیرمی کند.

مجموعه شعر های "تولدی دیگر" و "ایمان بیاوریم به آغاز فصلی سرد" بیانگر این چالش شادی آفرین ودرهمان حال رنجبار هستند .عشق همچنان موضوع مرکزی شعرهاست اما مقوله گناه از آنها رخت بر می بندد . کلمات گناه و گناهکاری در شعرهای معدودی به زبان می آید و این بار نه برای ّبیان حس گناه شاعر، بلکه برای ترسیم وحشتی که جان آدمی را کرخ و ناتوان می کند.

فروغ از جامعه خفقان زده بیمار و انسان از خود بیگانه ای می گوید که ناتوان از در افکندن طرحی برای تحقق خویش، سر سپرده قدرتهای مسلط است : خدائی قاهر که بنده را به اطاعت فرامی خواند واز مجازات می ترساند، سنتهائی که تکرار را به جای اندیشیدن می نشانند و مادیاتی که معنا را از زندگی حذف می کنند.

بدین سان جان آزاد وعاشق فروغ از چالش با گناه به رودروئی با نیروی تباه کننده ای می رسد که همو آفریننده حس گناهکاری ست. فروغ ، رابطه زمین و آسمان را وارونه می کند تا انسان را مورد خطاب قرار دهد.
از آینه بپرس / نام نجات دهنده ات را
آیا زمین که زیر پای تو می لرزد / تنهاتر از تو نیست ؟
پیغمبران رسالت ویرانی را /با خود به قرن ما آوردند
این انفجار های پیاپی / و ابرهای مسموم ،/ آیا طنین آیه های مقدس هستند ؟ ( پنجره)

اروتیسم فروغ/ نه مارکی دوساد و نه دون ژوان

برای فروغ تنها کیفیت زاینده ی معنا عشق است و رابطه تهی از عشق مرگ بار و بیهودگی زاست. عشقی که مضمون شعر فروغ است ربطی به عشق صوفیانه و دستیابی به وحدت وجود ازراه فنای خویش در خدا ندارد. عرفان او زمینی ست و در شعرهای عاشقانه اش جسم حضوری قاطع دارد. عشق ورزی ، جسم و روح و روان را درمی نوردد و به هستی زاینده پیوند می دهد.

چنین دریافتی ست که در شعر "دیوارهای مرز" هم آغوشی با معشوق را به نماز ماننده می کند .
اروتیسم شعر فروغ ، کامجوئی را از زایندگی جدا نمی داند. وصل عاشقانه درشعر او بارگیرنده و زاینده است، صفاتی که زنانه تلقی می شوند. اما در همان حال، فروغ در شعرش تمایز سنتی نقش های زنانه و مردانه را قاطعانه در هم می ریزد.

اگر عموما زن را به زمین ماننده می کنند، در شعر فروغ ، زن عاشق، هم زمین است وهم درخت،هم می پذیرد و می انبارد و بارور می کند؛ وهم در برمی گیرد و کام می جوید.

او شهوت تند زمین است که آبها را در خود می کشد تا دشتها را بارور سازد( در خیابانهای سرد شب ).
او پرنده است که در روزی آفتابی، در جستجوی جفتش، لحظه های آبی را دیوانه وار تجربه می کند ( پرنده فقط یک پرنده بود ).

زن شعر فروغ، آبستن از عشق، گل سرخ می زاید و تصاویر رایج مادری را به هم می ریزد. زن شعر فروغ انکار چهره رایج معشوق در ادبیات ما هم هست که غالبا خصلتی اثیری و دست نیافتنی دارد. زن عاشق در شعر فروغ چالشگر و طالب است. عشق برای او رابطه ای است زنده و دوطرفه که در آن ایثار وطلب دست در دست هم دارند.

زن شعر فروغ اما در جامعه مرد سالار ما بس غریبه است. جامعه ای که در آن دوگانگی جسم و روح به تمایز میان " همسر" و" معشوق" می انجامد و در نهایت تحقق "همسری" را، اگر نه غیر ممکن، بس دشوار می سازد.
حرفی به من بزن / آیا کسی که مهربانی یک جسم زنده را به تو می بخشد / جز درک حس زنده بودن از تو چه می خواهد ؟ (پنجره)

اروتیسم شعر فروغ در محتوا از گونه های دیگر ادبیات کامجویانه متمایز است: از یکسو ادبیات نوع مارکی دوساد که برای جنگ با تحجر اخلاقی و مذهبی، با نفی حد و مرز درتحقق تخیلات شهوانی، نهایتا، چنانکه اوکتاویو پاز نشان می دهد، به نفی و نابودی هستی کمر می بندد.

واز سوی دیگر، الگوی دون ژوان که برای او، به قول دونی دوروژمون روانشناس فرانسوی،" فردیت وجود ندارد" و تنها "زن تجریدی " واقعیت اساسی است.

دون ژوان، بی حافظه و بی خاطره، بی گذشته و بی آینده، بی حسرت و بی دلتنگی می تازد و کام می گیرد. شکارگر است و شور او به محض وصل فرو می نشیند.( الگوی دون ژوان البته خاص مردها نیست).

درشعر فروغ اما، برخلاف این بینش ها، وصل با معشوق، ضامن استمرار رابطه خلاق با هستی است. در وصل عاشقانه، شعر او بی کرانگی شور زندگی را در می نوردد و در بیان ناکامی، کلام او به عمق غربت دنیائی نقب می زند که عشق در آن غایب است.

تنش میان جستجوی آزادی و امنیت( که سلطه پدر سالاری تضاد شان را به اوج می رساند)، ناکامی در تحقق عشقی پاسخگو و دلهره تنهائی فروغ را به تجربه برزخ می کشاند.

شعر" وهم سبز"، آنگاه که از زنان " ساده کامل" پناه می طلبد این حال برزخی را بیان می کند و از وسوسه پیوستن به ایمان گله و سر سپردن به نظم امن می گوید. زن عاشق شعر فروغ اما نمی تواند به این وسوسه تسلیم شود.

محبوس در محدوده های تنگ حصار های رسم و قانون، او همچنان سهم خود را از عشق و آزادی طلب می کند. در یکی از آخرین شعرهایش "چراتوقف کنم؟"، می سراید:
من از سلاله درختانم / تنفس هوای مانده ملولم می کند
پرنده ای که مرده بود به من پند داد / که پرواز را به خاطر بسپارم
....
من از عناصر چهار گانه اطاعت می کنم
و کار تدوین نظامنامه قلبم
کار حکومت محلی کوران نیست
.....
چه جای شگفتی اگر امروز، بیش از هر زمان ، این کلام در گوش جان ما می نشیند.

سیلویا پلات؛ بانوی شعر اعتراف

یازدهم فوریه، مصادف است با پنجاهمین سال درگذشت «سیلویا پلات» شاعر و رمان نویس برجستۀ آمریکایی. کسی که با اشعار اعتراف گونه و روایت سراسر درد و رنج زندگی کوتاه و سرانجام تراژیک حیاتش، شمایلی ماندگار در ادبیات پیشروی جهان است.

او را پس از ویرجینیا ولف، تاثیرگذارترین زن در دنیای ادبیات می دانند. سیلویا برخلاف بسیاری از مشاهیر دنیای هنر و ادبیات که در اوج شهرت و محبوبیت دست به خودکشی زدند، پس از مرگ خود خواسته اش بود که به افسانه ای بر سر زبان ها مبدل شد.

شیشه و سنگ

متولد اکتبر ۱۹۳۲ در بوستون امریکا بود. سال ۱۹۳۲ پس از سلسله ای درگیری های روانی ویک بار خودکشی ناموفق وارد دانشگاه کمبریج شد و در همان دوران با «تد هیوز» شاعری سرشناس (ملک الشعرای انگلیسی) ازدواج کرد.

در نظر سیلویا، تد تنها یک شاعر نبود، بلکه آوایی بود شبیه به صدای خداوند. در ۲۶ فوریه ۱۹۵۶ مهم ترین اتفاق زندگی‌ سیلویا به وقوع پیوست .«این بدترین اتفاقی بود که می‌توانست بیافتد . جوانی به سوی من می‌آمد که از بالا به زن‌ها نگاه می‌کرد . این را ازهمان لحظه‌ اول که وارد شد، فهمیدم . اسمش را از دیگران پرسیدم، اما کسی چیزی نگفت. به درون چشمانم خیره شد، او تد هیوز بود. من مدام زبانم می‌گرفت، او نیز دست و پایش را گم کرده بود. ناگهان نزدیک شد و مرا بوسید. روسری قرمزم را که آنهمه دوستش می‌داشتم از روی موهایم کشید و برای خود برداشت. و نیز گوشواره‌های نقره‌ای و مورد علاقه‌ام را و گفت: "ها ها ! اینها پیش من می‌مانند! و باز مرا بوسید، من هم او را بوسیدم و در دلم فریاد زدم: آری آری خودم را به تو می‌بخشم."

"سرانجام در سحر گاه ۱۱ فوریه ۱۹۶۳ مقاومت پلات درهم شکست،او پس از گذاشتن نان و شیر برای فرزندانش در کنار تخت آنها، و پوشاندن منافذ در و پنجره با حولۀ خیس، و با باز کردن شیر گاز به زندگی دردمندانه‌ خود پایان داد. "

چهار ماه بعد در جون ۱۹۵۶ آنها ازدواج کردند . در سال ۱۹۶۰ اولین فرزندشان فریدا متولد شد و نیکلاس، فرزند دومشان دو سال بعد به دنیا آمد. پس از بازگشت از آمریکا پلات که دچار افسردگی شدیدی بود متوجه ارتباط هیوز با زنی به نام آسیه ویول شد، سیلویا در ۱۹۶۲ از او جدا شد.

زمستان آن سال سخت‌ترین و سرد ترین زمستانی بود که بر وی گذشت. تنهایی ،سرپرستی دو کودک، فقر، مشکلات عمیق روانی و افزون بر همه بیماری‌های جسمی از قبیل سینوزیت _ که همیشه با آن در گیر بود - همه دست به دست هم داد و او را به شتاب به سوی مرگ پیش راند.

سرانجام در سحر گاه ۱۱ فوریه ۱۹۶۳ مقاومتش درهم شکست،او پس از گذاشتن نان و شیر برای فرزندانش در کنار تخت آنها، و پوشاندن منافذ در و پنجره با حولۀ خیس، و با باز کردن شیر گاز به زندگی دردمندانه‌ خود پایان داد. " باید به جای تو ،عاشق مرغ توفان می شدم/ بهرحال هنگام بهار، آنها دوباره بازمی گردند و از نو آواز می خوانند؟"

ترکیدن حباب شیشه‌ای

"شاید هرگز خوشبخت نشوم اما امشب شادم."

این جمله را سیلویای هجده ساله،درآغاز دفترچه خاطراتش که وقایع سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۲ را در برمی گیرد نوشت. دفتری که سیلویا در آن هر روزه فریادِ جان ناآرام خویش را به بند کلمات می کشید و هر نفس با نگاهی لرزان از تردید و در پس پلک هایی سرشار از زنانگی، جهان پیرامون را در چرخه ای ابدین از نفی و اثبات به چالش می کشید،گزیده این یادداشت ها با مقدمه ای به قلم تد هیوز و ویرایش فرانس مک کالودر ۱۹۸۲ منتشر شد.

این خاطرات که به منظور چاپ نوشته نشده بودند، با تکنیکی قوی که سیر هرچه پخته تر شدن شیوه نگارش شاعر جوان را به نمایش می گذارند، از خصوصی ترین لحظات زندگی و احساسات نویسنده پرده برمی دارند.

تصویری از تد هیوز و سیلویا پلات

هیوز آخرین یادداشتهای سیلویا را که واپسین مرحلهٔ زندگی او را بازگو میکردند، با ادعای حمایت از فرزندانش از بین برده است.

هیوز در مقدمه این دفتر چنین می نویسد: "سیلویا زنی بود با نقاب‌های گوناگون، من شش سال تمام با او زندگی کردم ‌، اما هرگز پیش نیامد که خودِ واقعی‌اش را ببینم ، تنها در ماه های آخر، آن هم فقط یک بار و در یک لحظه، او در خاطراتش فقط خودش را می‌نوشت و با تمامی وجود دربرابر تصویرهایی که از ذهن ناخود‌آگاهش برمی‌خاست، می ایستاد."

هیوز بعدها مجموعه شعری با عنوان «نامه های میلاد» در سال ۱۹۹۸ منتشر کرد که درباره رابطه او با سیلویا نوشته بود. این مجموعه که شامل ۸۸ شعر، به تعداد کلیدهای پیانو است،با رازوارگی از آشنایی و ازدواج آن دو آغاز شده و با تنهایی تلخ هیوز به پایان می رسد.

«شهرت نمی تواند نادیده گرفته شود
و هنگامی که از راه می رسد تو همه خوشی هایت را فدای آن خواهی کرد
حتی شوهر و زندگی ات را»

آن سکستون، شاعر آمریکایی و دوست نزدیک سیلویا که او نیز در سال ۱۹۷۴ با دی اکسید کربن خودکشی کرده، درباره کشش همیشه سیلویا به خودکشی و مرگ گفته است:«سیلویا و من ساعت ها و با جزئیات کامل درباره اولین خودکشی مان حرف می زدیم. خودکشی در جایگاهی متضاد از شعر است. ما با اشتیاق از مرگ حرف می زدیم و همچون پروانه که به سمت چراغ کشیده می شود، به وسیله مرگ مکیده می شدیم»

ﻧﮑﻨﺪ ﺧﺎﻃﺮﺧﻮاه ﻣﻦ اﺳﺖ اﯾﻦ ﻣﺮگ؟
در ﮐﻮدﮐﯽ
ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺎﻣﯽ ﺧﺰه ﭘﻮش ﺑﻮدم
ﻧﮑﻨﺪ ﮔﻨﺎه ﺳﺖ اﯾﻦ؟
اﯾﻦ ﻋﺸﻖ دﯾﺮﯾﻨۀ ﻣﺮده
ﺑﻪ ﻣﺮگ!

جنین و جمجمه

"سیلویا پلات در شعر آغازینش مدام تصاویر مشخصی چون: خون، ماه، بیمارستان، جنین و جمجمه تکرار می شدکه نمود تاثیر پذیری او از شعرایی چون دیلن تامس، ویلیام باتلر ییتس و ماریان مور است."

سیلویا پلات، ژانری را در ادبیات انگلیسی بنا نهاد که شعر "اعتراف گونه" نامیده می شود. اشعار او در عین تغزلی و سمبلیک بودن، سبکی ویژه از ریتم و هجاهای خاص را دربرمی گیرد.

آثار آغازین او با ریتمی کندتر نسبت به واپسین اشعارش خبر از آرامش نسبی درونی وی می دهند، در حالی که هرچه به سال های آخر عمر او نزدیک می شویم، ضربآهنگ آثارش همگام با زندگی اش، به سان آیینه ای تمام نما از روح بی تاب و مشوش اش شتاب بیشتری به خود می گیرد و بر اضطراب درونی پیام آنها می افزاید.

در شعر آغازینش مدام تصاویر مشخصی چون: خون، ماه، بیمارستان، جنین و جمجمه تکرار می شدکه نمود تاثیر پذیری او از شعرایی چون دیلن تامس، ویلیام باتلر ییتس و ماریان مور است.

بعد از دهه شصت اما در آثار سیلویا که ریختی بیشتر سوررئال به خود گرفته اند، دائما غلیانی از تم های محبوس بودن و مرگ جاری است.

شعرهای متاخر او اما در قالبی آزادتر سروده شده اند، گویی شاعر آنها را در حالی که زیر لب زمزمه می کرده روانه کاغذ کرده، شعرهای اولیه را اما انگار بر مبنای ضرب گیری انگشتانش سروده است.

شعر «آینه» نمونۀ شاخص سبک شعری یگانه اوست. اگرچه این شعر تنها شامل دو بند است اما واژه هایی که هجاها را می سازند ، از هیچ قالب سفت و سختی پیروی نمی کنند و متکی بر سیلاب های متداول شعری نیستند. این شیوۀ آزاد و بی قید و بند، ظرفیت زیادی برای بیان درد و رنج و بحران های روحی و روانی او دارد:
در من، او ، دختر جوانی را غرق کرده است
در من پیرزنی است
که روز به روز، به سمت او خیز برمی دارد
همچون یک ماهی وحشتناک

زن درون این شعر دیگر جوان و زیبا نیست و در هیبت ماهی وحشتناکی تصویر شده است.

شعر آینه نیز مانند اغلب آثار پلات، درونمایه انتقادی و فمینیستی دارد در این شعر، هویت سیلویا با هویت تصویر او در آینه یکی می شود.

بخش میانی این شعر، هویت زنانۀ آن را بیشتر منعکس می کند:
او پاداش مرا با اشک ها و تحریک دست ها می دهد
من برای او اهمیت دارم

با اشعار سیلویا پلات نه تنها بسیاری از زنان فمینیست آمریکایی بلکه زنان عادی و خانه دار نیز همذات پنداری می کردند.
او زبانِ خشم درونی آنها، اندوه پنهان و عقده های سرکوب شده شان بود. سیلویا از زندگی روزمره اش به عنوان ماده خام برای اشعارش استفاده کرده و به آنها کیفیت هنری بخشیده است.

امور روزمره ای چون زنگ یک تلفن، زخمی شدن انگشت، کبودی بدن، کاسه ها و ظرف های آشپزخانه و یا شمعدانی، طنین شاعرانه ای در شعرهای او یافته اند.

مهم ترین مجموعه اشعارسیلویا پلات، «آریل»(استعاره ای ادبی و به معنی: سواره تاختن به سمت خورشید در سپیده دم است و در فرهنگ عبری، یکی از القاب خداوند به معنی شیرخدا است.) و «کولوسوس و اشعار دیگر» است.

این آثار ابتدا در نشریات معتبر ادبی انگلیس و آمریکا همچون نیویورکر منتشر شده بود و مورد استقبال منتقدان ادبی بریتانیا قرار گرفتند. در آن زمان آنها فردیت قوی و نوای تازه او را ستودند.

اما انتشار مجموعه اشعار غزال به وسیله هیوز بود که او را به شهرت رساند و پس از آن بود که منتقدان به کشف ارتباط این اشعار با افسردگی سیلویا و خودکشی او پرداختند.

"سیلویا پلات، همچنین رمانی به نام «خمرۀ شیشه ای» نوشت که در سال ۱۹۶۳ با نام مستعار ویکتوریا لوکاس منتشر شد. سیلویا در این رمان در واقع تجربیات شخصی خود و بحران ها و آشفتگی های درونی خویش را بازتاب داده است. "

سیلویا پلات، همچنین رمانی به نام «خمرۀ شیشه ای» نوشت که در سال ۱۹۶۳ با نام مستعار ویکتوریا لوکاس منتشر شد. سیلویا در این رمان در واقع تجربیات شخصی خود و بحران ها و آشفتگی های درونی خویش را بازتاب داده است.

پس از مرگ سیلویا این رمان در سال ۱۹۶۷ برای نخستین بار با نام خود سیلویا پلات در بریتانیا منتشر شد اما تا سال ۱۹۷۱ به درخواست تد هیوز و مادر سیلویا، این رمان در آمریکا منتشر نشد.

این رمان همچنین در سال ۱۹۷۹ توسط لری پیرس به فیلم برگردانده شد. «خمره شیشه ای» در ایران با عنوان «حباب شیشه ای» با ترجمه گلی امامی منتشر شده است. به گفته تد هیوز، سیلویا پلات از خود دست نوشته های مربوط به رمان دیگری به جا گذاشت با عنوان «در معرض دوگانه» که در ۱۳۰ صفحه بود که بعدها در دهه هفتاد مفقود شد.

در سال ۲۰۰۳ کریستین جفز، کارگردان انگلیسی، فیلم سیلویا را بر اساس زندگی سیلویا پلات و رابطه او با تد هیوز ساخت که در آن گوینت پالترو در نقش سیلویا و دنیل کریگ در نقش تد هیوز ظاهر شدند.

این فیلم اما مورد اعتراض فریدا هیوز، دختر سیلویا پلات و تد هیوز قرار گرفت. فریدا هیوز درشعری اعتراضی با عنوان«مادر من» خطاب به سازنده فیلم سیلویا چنین نوشت:
بادام خورها با مرگ مادرم سرگرم می شوند
و خاطره بی روح او را به عنوان یک سوغاتی به خانه هایشان می برند
آنها می اندیشند که من واژه های مادرم را به آنها می دهم
تا با آن دهان هیولا را پر کنند
عروسک خودکشی سیلویا را