جشنواره بین المللی جام پریزاد
هجدمین جشنواره اسبدوانی قره قیه 30 اردیبهشت و این بار در در روستای « جیغ، جیغ »منطقه حسرتان شهرستان کلیبر برگزار می شود. این جشنواره در طول دوره های قبل به اسامی مختلف نام داشته است اما علی رغم تغییر محل در دو دوره ی اخیر هنوز هم اسم « قره قیه » را با خود دارد. من سه نظر عمده در مورد این جشنواره داشتم.
اول: این جشنواره باید نام مشخص و با مسمایی داشته باشد. پیشنهاد من این بود که ما در تاریخ منطقه زنی به نام « پریزاد » را داریم که در عهده مشروطه نامدار شد. زنی که سوارکار ماهری بود و گفته می شود با اسب خود ـ جونگ آت ـ از آراز عبور می کرد. رمان « پریزاد » نوشته ی عیسی غریبی کلیبر نیز با یک مسابقه ی اسبدوانی شروع می شود و مهارت پریزاد به چشم می آید. بهترین نام به نظر من همین « پریزاد » است و زیبا این که جام پریزاد نام گیرد.
دوم: توجه ویژه به حضور زنان در این جشنواره. با توجه سابقه ی جشنواره ( 19 سال ) و شرکت زنان در آن و با توجه به این که چنین جشنواره ای با حضور مردان در نقاط بسیاری از کشور و حتی استان آذربایجان شرقی برگزار می شود. متأسفانه حضور زنان در دوره های اخیر کمرنگ بوده و سال پیش مادر این جشنواره ـ « عزیز خانم دانشی » ـ و قهرمان نامدار آن ـ « مه لقا خانی » ـ در مسابقه شرکت نکردند و مه لقا علت را نداشتن اسب عنوان کرد.
سوم:بین المللی شدن این جشنواره بسیار حائز اهمیت است و در مورد این موضوع بسیار نوشته ام و به ویژه بر مشارکت کشورهایی با تجانس فرهنگی منطقه تأکید داشته ام و چند سال پیش در نوشتاری با عنوان « جشنواره بین المللی اسب طلایی » به این موضوع پرداختم و به ویژه چنین: جشنواره بین المللی جام پریزاد.
مه لقا همواره از نداشتن اسب در روز مسابقه گفته است و حتی در دوره هایی دقایقی قبل از آغاز مسابقه اسب نداشته است و سالی می گفت اسب را اجاره کرده ام و جایزه را با صاحب اسب قسمت خواهیم کرد. حضور او در این جشنواره ( 30 اردیبهشت ) جانی است دوباره بر آن و عدم حضورش آغاز پایانی بر حضور زنان در این جشنواره. مه لقا را که سال پیش در مسابقه نیافتم یاداشت « توقف یک قهرمان » را نوشتم. نه در مقام مقایسه بلکه در هوای قره قیه، خیزش مه لقا و تاخت چون بادش مرا یاد پریزاد می اندازد و یک بار گفتم انگار مقداری از شور پریزاد در مه لقا حلول کرده است.
منبع: http://www.kh1353.blogfa.com
داينا