بالاخره همانطور که پیش بینی می شد مهندس مصطفی شکری  شهردار اهر شد

 مهندس مصطفی شکری شهردار اهر شد

همانطور که از قراین و شواهد می شد فهمید بالاخره شورای شهر اهر با تصمیمی منطقی وبراساس لیاقت و شایستگی های مهندس مصطفی شکری وی را به عنوان شهردار اهر انتخاب کرد.

البته مهندس شکری قبلا در مقام ریاست دفتر نمایندگی سازمان نظام مهندسی ساختمان شهرستان اهرشایستگی های خود را نشان داده بود و می توان از همین امروز امیدوار بود که شهر اهر در حوزه های عمرانی بتواندبه پیشرفت های چشمگیری دست پیدا کند. 

مهندس شکری متولد 1358 در شهر اهربوده و از سوابق کاری و تحصیلاتی وی می توان به موارد ذیل اشاره نمود:
* كارشناس ارشد مهندسي عمران
*مدير اجراييات دانشكاه ازاد اسلامي اهر در حوزه معاونت عمران
*مدير دانشجويي دانشكاه ازاد اسلامي اهر
* رييس نظام مهندسي ساختمان اهر
*مدرس دانشكاه
*عضو كروه مهندسين كنترل سازه نظام مهندسي استان
*عضو هيات رييسه نظام مهندسي در دوره قبل
*بايه 2 طراحي - نظارت و اجرا
*ناظر عالي بنيادمسكن انقلاب اسلامي اهر و كليبر
*مدير كاركاه ماسه شويي و بتن اماده اذرسيويل زرنق

هرچندشهر اهر از نظر شهری دارای کمبودهای بسیاری است و نمی توان امید معجزه را از مهندس شکری داشت ولی تا جایی که راقم به تواناییهای ایشان در حوزه های مدیریتی و عمرانی به عنوان همکار در سازمان نظام مهندسی واقف است باید امیدواربود که در آینده تغییرات محسوسی را در حوزه های مختلف عمرانی و شهری اهر مشاهده نماییم. به امید روزی که قره داغ به واقع نگین طلایی آذربایجان عزیزمان باشد.

یاز دردیمی ساغالتمادی

یاز دردیمی ساغالتمادی، Yaz dərdimi sağaltmadi


نادر الهی

یاز    دردیمی    ساغالتمادی

یاراما    بیر قیش   باغلایین

گؤنلومه    بولود    دؤشه یین

گؤزومه   یاغیش   باغلا یین

***

تای  توشو  قول  قاناد  چالدی

زیروه لرین   اوستون   آلدی.

چیرپینا      چیرپینا     قالدی

اوره ییمه    قوش    باغلایین

***

بوگونلرده    کئچدی      بلکه

دورنا   اولوب  کؤچدو   بلکه

بو    قفس ده    اوچدو   بلکه

آیاغینی     بوش     باغلایین

 


اهــــر شهر شهریاران گمنام

اهــــر شهر شهریاران گمنام

 

یکی از عوامل مهم توسعه شهرها که به عنوان یک موجود زنده دارای حيات شناخته می شوند و بایستی به عنوان يك موجود زنده به آن نگريست، مدیران توانمندی هستند که در اداره و برنامه ریزی برای اداره آن نقش ایفا می کنند.

شهرها تنها مجموعه اي از سازه های در هم تنیده ی موزون و ناموزون  نيست بلكه مجموعه اي است از انسانها با فرهنگ و آداب و رسوم مختلف كه به صورت متناوب  درتغییر و تحول است،با محيط زيستي كه درآن زندگي مي كنند و امكاناتي كه براي زندگی امن تر و بهتر و در حال رشد انسانها وجود دارد.

این موجود زنده ودایما در حال تغییر هرگز نمی تواند بدون نگاه مدیریتی و تخصصی اداره شود.انتخاب شهرداران یکی از عوامل مهم در اداره ی صحیح و علمی شهرها، این موجودات جاندار هستند که در قانون برعهده شوراها گذاشته شده است.هرچند شهرداري ها در ذهن عمومي جامعه صرفا وظيفه ي تميز كردن معابر  و جمع آوري زباله وآسفالت خیابان هارا بر عهده دارند،اما اين تصوري نادرست از نهاد شهرداري است.در حقیقت این شهردارها هستند كه محيط زيست شهروندان و شادابي مردم آن شهر با خلق و خوي  متفاوت را سامان مي دهند.

 اصل هفتم قانون اساسي وهفتم از اصل يكصدم الي يكصد و ششم اين قانون به اهميت ,نقش و جايگاه شوراهاي اسلامي پرداخته است. شهرداري مهم ترين نهادی است که شوراهاي اسلامي شهر کنترل و مدیریت می گردند. در قانون شوراهاي اسلامي شهر،شهرداريها هستند كه مصوبات شوراها را به اجرا ميگذارند. شهر اهر با سابقه ای بسیاری طولانی در میان سایر شهرهای ایران و با پتانسیل های بالابرای توسعه یکی از شهرهای مهم کشور محسوب می شود. متاسفانه با وجود گذشت چندین ماه از انتخابات شوراهای اسلامی شهرو روستا شهر اهر با وجود دارا بودن مردان بسیارتوانمند در این حوزه هنوز بی شهردار اداره می شود.

هرچند انتخاب شهرداربرای شهرهایی مثل اهر که یکی از بزرگترین و قدیمی ترین شهرهای آذربایجان بشمار می رود کاری بس دشوار و حساس بوده ودرچنین شهرهایی بومی بودن شهرداراز ملزومات انتخاب محسوب شده و این امر به معنی آشنا بودن با زیر و بم شهر و مسلط بودن بر ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی ، اجتماعی، جغرافیا و ساختار شهری، و مقدمه ای برای مدیریت بهتر این شهر است ولی با این حال کم نیستند افرادی که در این شهر به عنوان مردان کاردان در حوزه های عمرانی و شهری از هوای همین شهر تنفس می کنند و به نوعی می توان اهررا شهر شهریاران گمنام نامید.

یکی از اشخاص کاردان جامعه ی علمی شهر اهر مهندس مصطفی شکری است که در حال حاضر از افراد کاردان در حوزه ی شهری اهر محسوب می گردد. البته توجه به چنین افرادی می تواند در دراز مدت نگاه علمی جامعه را در جهت انتخاب شخصیت های علمی و متخصص برای سایر حوزه ها نیز توسعه دهد. پیشنهاد چنین افراد متخصصی برای مدیریت حوزه های شهری البته بدون اغراض شخصی یعنی رویکرد علم محور و تخصص محور جامعه در انتخاب مدیران، که در آینده نیز می توان با بهره گیری از چنین اشخاصی در حوزه های دیگری همچون مجلس از خبطی که گاه با آن مواجه می شود دوری جسته و دست کسانی را که با ابزار تحریک احساسات مردم قصد تصدی گری بر امور را دارند، از جامعه کوتاه نمایند.
چنین اشخاصی که در جامعه علمی اهر نیز کم نیستند در حوزه های مختلف مخصوصا حوزه های عمرانی (اهر نیز در حال حاضر در حوزه ی عمرانی با مشکلات عدیده ای مواجه است) ثابت کرده اند که دارای  توان بالای علمی بوده و در ارتباط با سایر مراکز علمی و تخصصی می توانند حتی در بخش گردشکری نیز شهری مثل اهر را که دارای پتانسیل های بالایی در این حوزه است ارتقا دهند.

اگر شوراها بتوانند در این بخش از انتخاب خود با دقت عمل نمایند مطمئنا خواهند توانست در ابتدا رضایت خداوند و در مرحله بعدی رضایت خلق خدا را جلب نمایند.

پیدا کنید پرتقال فروش را...

پیدا کنید پرتقال فروش را...

 

 

اخیرا یکی از دوستان طی مقاله ای فاخر به نقد و بررسی تندروی وتندخویی اخلاقی وسیاسی در یکی از شهرهای استانمان پرداخته بودند. ادبیات بکار رفته در این مقاله از اشراف نویسنده مقاله به موضوعات علمی و فلسفی روز دارد. بخشهایی از این مقاله را با هم می خوانیم:

«...در فلسفه سیاسی جان  لاک  بر عقل سلیم ( common sense)و انجام کارها و اعمال با تساهل وتسامح در برابر تند روی و افراط کاریها تأکید شده است.

در فلسفه سیاسی و فلسفه اخلاق ارسطو نیز اصطلاح اعتدال ومیانه روی در برابر زیاده روی وافراط، و در برابر تفریط مطرح شده است.

سوا از این بنیانها و تأکیدات فیلسوفان بر اعتدال ومیانه روی، و رعایت عقل سلیم، در دنیای امروزهم علی الخصوص در دولت آقای روحانی ،رعایت اعتدال  ومیانه روی در برابر جریانهای فکری،سیاسی و دینی افراطی چپ و راست تبدیل به گفتمان ( Discourse ) شده است.

اما متأسفانه هم درتاریخ و هم عصر کنونی در میان برخی جریانهای فکری وسیاسی،شاهد انواع مختلف افراطی کاری ها هستیم ...»

پس از انتشار این مقاله ، مقالات دیگری در برخی از وبلاگها بر علیه نویسنده این مقاله منتشرگردید که حاکی از عصبانیت و عدم توانایی در پاسخگویی به این بحث علمی توسط  نویسنده آن داشت. مطالبی که به بد و بیراه بیشتر شبیه بود تا مقاله یا جوابیه. البته آنچه امروزه در بسیاری از وبلاگها و سایتهای شخصی افراد که متاسفانه گاه به اسم گروهی از مردم مطالبی را انتشار می دهند به مطالبی برمی خوریم که بیشترنویسندگان آن افراد جیره خوار و به نوعی نان به نرخ روز هستند تا مقاله نویس یا مدافع حقوق مردم. یاد فرمان عمی خودمان می افتم که از پخله فروشی به روزنامه نگاری و یا بهتر بگوییم به نوشتن مطلب در روزنامه ها روی آورده بود تا شاید بتواند از این راه به نان و نوایی برسد.

نمی دانم چه بر سر قلم آمده که هرکس که توان برداشتن قلم و زور بازویی برای سیاه کردن کاغذ دارد به نوشتن رو می آورد ، آنهم چه نوشتنی...

مطلبی که در جواب مقاله وزین بالا نوشته شده با چنین ادبیاتی شروع می شود:

 

...» اقای ... درمطلبی تحت عنوان (نقدی بر تندروی و تندخویی اخلاقی وسیاسی در ورزقان مطالبی را نوشته اند بنده هم تحلیلی براین تحلیل ارائه می کنم که مخاطبین عزیز نسبت به مطالعه آن اقدام کرده وجهت تنویر افکار عمومی گامی برداشته باشیم «

(چند غلط انشایی می توانید در این عبارت پیدا کنید؟)

نویسنده محترم با چنین جملاتی مطلب خود را ادامه می دهد:

«...در دنیای کنونی بازیهای کامپیوتری خطری بزرگ برای بچه ها محسوب می شود بیشتر اوقات کودکان در دنیای مجازی تلف می شود انواع فیلم های خشونت امیز ، بازیهای کامپیوتری و سایت های مختلف سبب می شود که برخی از این کودکان شخصیت های افسانه ای برای خود انتخاب کنند ودر بزرگ سالی هم سعی در ایفای این نقش ها می کنند ...»

نویسنده مشخص نفرموده اند که موضوع بازیهای کامپیوتری چه ربطی به فلسفه و بحث فلسفی مقاله بالا داردحالا شما پیدا کنید پرتقال فروش را و در ادامه و مثلا در توجیه ارتباط موضوع بازیهای کامپیوتری و فلسفه اخلاق ارسطویی :

«...اقای ... هم از جمله دوستانی می باشد که دنیای اینترنت وسیاست را با کلاس درس فلسفه اشتباهی گرفته است. وقتی وی سخن از جان لاک واخلاق ارسطوئی می دهد به احتمال قوی دفتر مشق خود را با وبلاگ اشتباهی گرفته است...

مطلب دیگر اینکه ...عزیز دچار بیماری خودشیفتگی شده است اینکه مدیریت کتابخانه ای تغییر یافته جای بحث وبررسی سیاسی ندارد متاسفانه ایشان برمبنای محاسبات غلط خود راطوری جلوه می دهد که از ورزقان تبعید شده است . شاید ایشان براساس شخصیت افسانه ای خود را تبعید یا اخراج شده می خواند. شاید ستارخانی همچون ... در... پدیدار شده بوده که ما ازش بی خبر بودیم...«

البته نوع ادبیات بکار رفته در میان اهل فن بیشتر مورد تحلیل قرار گرفته و براساس تجربه ای که این دوستان داشتند جای بحثی در مورداین مطلب وجود نداشت ولی برای اینکه این دوست محترم بتوانند در نوشته های بعدی حداقل با کمی مطلعه پاسخی علمی برای مطلبی علمی بدهند این تذکرات لازم به نظر رسید.

در ادامه این مقاله می خوانیم:

 

«...قلع وقمعی که جنابعالی در... اشاره می کنید نوعی هزیان سفسطی است و از شخصیت افسانه ای شما ناشی می شود تغییر وتحول درمدیریت را نباید با قلع و قمع اشتباهی معنا کنید . اگر مدیری از لحاظ علمی خودش را بالا بکشد و به فنون علمی وتخصصی مجهز گردد هیچ وقت قلع وقمع نمی شود . پس اینکه مدیری تغییر بیابد درهرجامعه ای به دلایل مختلف بستگی دارد .

اقای ... عمر سیاسی جنابعالی با تغییر نام ... به ... به اتمام رسید و همان موقع به زباله دان تاریخ پیوستید .

پیشنهادی که بنده حقیر برای جنابعالی دارم این است که بیش از این خودتان را تحقیر و مورد تمسخر دیگران قرار ندهید «...

ظاهرا به نظر نویسنده این جوابیه، نوشتن مطلبی علمی و استفاده از کلماتی ثقیل در مقالات مورد تمسخر قرار دادن خود(نویسنده) محسوب می گردد: 

«...مناظره و مباحثه یکی از شیوه های نوین جهت تنویر افکار عمومی است ولی فکر نمی کنم شرایط مناظره را داشته باشید «...

نوع ادبیات بکار رفته همچنین نشانگر این موضوع است که حداقل سطر آخر از تراوشات ذهنی این دوست گرامی نبوده و احتمالا در جلسه ای که این مطلب در آن خوانش گردیده و باز احتمالا امتیازاتی نیز در این بین رد و بدل هم شده باشد توسط شخص یا اشخاصی به این بزرگوار تحمیل شده است.

هر چند بحث و مجادله قلمی یکی از شیوه های پیشرفت جوامع و از نشانه های مدنیت در یک جامعه محسوب می گردد ولی به نظر می رسد بهتر است این مسائل حداقل به افراد خبره واگذار گردد تا شاهد چنین افتضاحاتی در حوزه بحث و مجادله نباشیم. حداقل در برابر استفاده از علوم فلسفی در یک مطلب بهتر بود از همان ادبیات به جای مسخره کردن آن استفاده می شد (البته اگر سواد آن را داشته باشیم) حال چرا چنین بداخلاقی های قلمی شایع شده بماند ولی شاید بهتر باشد چنین دوستانی برگردند به همان شغل پخله فروشی و فضای نقد و نقادی را هم آلوده نسازند...

به امید روزی که در حوزه مباحثه دیگر شاهد چنین مسایلی نباشیم...