تعطیلی دو وبلاگ در ورزقان
تعطیلی دو وبلاگ در ورزقان
در چند روز اخیردر کمال ناباوری شاهد تعطیلی دو وبلاگ مهم خبری در شهرستان ورزقان بودیم.اینکه در هر کشوری مخصوصا در جوامع جهان سومی، اگر بخشی از جامعه در جهت مخالف مصالح حاکمان آن جامعه حرکت کنند با کنش و واکنش هایی روبرو می شوند، مسئله ای طبیعی و روالی عادی است. ولی وقتی بخشی از جامعه خود را محق برخورد چکشی و گاه فیزیکی با رسانه ای که وظیفه ی اطلاع رسانی را دارد بدانند ، مخصوصا در دوره ای که تمامی مسائل جامعه زیر ذره بین کسانی است که در حال حاضر قصد خرده گیری به آن جامعه و مدیران آن را دارند، جای تعجب بسیاری را دارد. شاید این بخش از جامعه آنقدر (یا) بی اطلاع از فضای سیاسی کنونی هستند (یا)منافع شان به قدری دارای اهمیت است که از منافع جامعه بالاتر است و اهمیتی به جامعه و اتفاقات احتمالی بعدی آن نمی دهند.
در هر حال جریان آزاد رسانه ای کاری است که حق هر جامعه ای بوده و طبق قانون حداقل در موارد خرد، عقل حکم می کند تا مدیران رسانه ای جامعه در مسیری حرکت کنند که هیچ شائبه ای پیش نیاید. با این مقدمه ی کوتاه نیم نگاهی خواهیم داشت به عملکرد سیاسی و اجتماعی مدیران این دو وبلاگ مردمی:
وبلاگ ورزقان نیوز
ورزقان نیوز یکی از وبلاگ هایی است که در این چند روز شاهد تعطیلی آن بودیم. این وبلاگ پنج سال پیش به مدیریت علیرضا نصیرزاده که خود یکی از افراد تحصیلکرده و فرهیخته ی ورزقان است راه اندازی شد.
در طول پنج سال گذشته تمامی مطالب و اخبار منتشره در این وبلاگ شاهد این مدعاست که مدیر وبلاگ نامبرده با دید وسیع رسانه ای سعی در باز تعریف رسانه در منطقه ی محرومی مانند ورزقان بوده است و می توان به جرات اذعان داشت که بحث وبلاگ نویسی در منطقه ورزقان با این وبلاگ به جایگاهی رفیعی ارتقا یافت تا جایی که حتی برخی از جوان ها و آنهایی که که استعداد و توان نوشتن را داشتند به خود جرات دادند تا با ایجاد وبلاگهایی هر چند ساده اخبارو اتفاقات روستاوحتی محله ی خود را دراین وبلاگ ها درج نموده و جریانی به نام «وبلاگ نویسی دردمندانه» در این منطقه به راه افتاد.
هر چند شاید در برخی موارد این وبلاگ ها با رفتارهای ناشیانه ی رسانه ای گاه به قولی اخبارو تحلیل هایی را منتشر کردند که نباید منتشر می شدو این همه نه به دلیل غرض ورزی این افراد که به دلیل عدم اطلاعات کافی از نحوه ی انعکاس واگویه های خود بوده است.چه بسا این افراد حتی تا کنون خطی در مورد نحوه ی انعکاس خبر و مطالب فرهنگی و علمی نخوانده و اطلاعی از مسیر علمی جریان رسانه ای نداشته اند ولی این نوع رفتارها به گونه ای نبوده که امنیت جامعه را به خطر اندازد.
وجود برخوردهای یکسویه از طرف برخی غولهای عظیم رسانهای جهان مشکلی است که در حال حاضر جامعه ی ما با آن دست به گریبان است و می توان با ایجاد رسانه های منطقه ای و محلی توسط اشخاص و افراد حقیقی و حقوقی تا حدی بر این مشکل فایق آمد. البته در صورتی که مدیران جامعه بتوانند با بالا بردن سعه صدر خود وبا ایجاد راهکارهایی، کاربردی کردن این رسانه ها را در دستور کار خود قرار دهند. در هر حال برخورد چکشی و بستن رسانه ای مانند ورزقان نیوز که مدیر آن خود از تحصیل کردکان حوزه های نظری است، با توان و پتانسیل بالای خبری و اطلاع رسانی کاری نسنجیده و خارج از عرف است.اینکه این وبلاگ را به کسی یا کسانی نسبت دهیم و از کنار تعطیلی آن به سادگی عبور نماییم نیز کاری معقول به نظر نمی رسد.
رسانه همواره و در کلیه ی جوامع می تواند سبب تقويت نقاط مثبت و به حداقل رساندن نقاط منفي عملکرد مدیران آن جامعه شده و در لایه های پایین تر جامعه سبب افزایش وفاق و تقویت روابط مردم و مدیران جامعه گردد.
وبلاگ شخصی فردین الهیاری
این وبلاگ شخصی نیز چند سال قبل توسط فردین الهیاری یکی از نویسندگان توانمند منطقه ی ورزقان با هدف اطلاع رسانی و ارایه ی دیدگاهها و آرای شخصی این فرد راه اندازی گردید. وی نیز که یکی از افراد دارای پتانسیل بالای سیاسی و اجتماعی منطقه است در چند سال اخیر در بسیاری از فعالیت های اجتماعی و سیاسی کشور نقش تاثیرگذاری داشته وبه عنوان رییس ستاد انتخاباتی دکتر روحانی از افراد نزدیک دولت تدبیر و امید محسوب می گردد.
الهیاری که در اکثر مسایل اجتماعی در مرکز استان نیز به عنوان فردی فعال نقش ایفا نموده در سالهای اخیر تعهد عملی و اعتقادی خود به تفکرات جامعه را به اثبات رسانده است و نمی توان با دیدی منفی به عملکرد وی در طول سالیان گذشته نگریست. فردین الهیاری تحصیلکرده رشته اقتصاد بوده و با وجود نزدیکی به دولت تدبیر و امید تاکنون هیچ سمت رسمی و دولتی را نپذیرفته است.
حال فردی با این پیشینه ی سیاسی، اجتماعی و رفتاری چگونه و توسط کدام جریان به عنوان خطری برای منطقه محسوب و وبلاگ شخصی اش تعطیل شده نیز خود جای بحث و تامل دارد.
فردین الهیاری همچنین درس آموخته ی مکتب مردان بزرگی همچون میرزا محمد بخشی بوده و مطمئنا دانش آموخته ی چنین مکتبی هرگز نمی تواند در مرام خود خیانت به مردم و کشور را جای دهد.
در اکثرجوامع رسانهها با اشکال گوناگون کمک کردهاند تا شناخت، توقع و تفسیر ما از واقعیت ها شکل گیرند. در واقع اصل کلی برای ضرورت کار رسانهای از گذشته این بوده که لازم است مردم آگاهی یابند تا آزاد باشند و بر سرنوشت خود حاکم شوند. مثالهای عملی مختلفی از رسانههای قدیم و جدید وجود دارد که به ما کمک میکند تا از میان مفاهیم پیچیده، به جایگاه رسانهها و نقش آنها در ساخت و بیان جامعهی خود پی ببریم.
رسانهها به عنوان یکی از تجلیّات دنیای جدید و به روایتی، علتِ موجدهی تحولات تاریخی و اجتماعی صورتبندیهای فرهنگی، همواره در صدد آگاهیبخشی و دستیابی مردم به اطلاعات و اخبار بودهاند. اما از سوی دیگر، اگر اطلاعات مورد نیاز تحریف گردد و حقیقت وقایع دگرگون شود، دیگر نمیتوان از آگاهی کامل افراد سخن گفت. حال با این توضیحات مختصر می توان چنین نتیجه گرفت که برخوردهای چکشی با رسانه ها نخواهد توانست در هدایت جامعه به رشد و تعالی کارساز باشد .افرادی با چنین تفکری در مقابل وجدان های بیدار و جامعه ی فردا سر افکنده خواهند بود مخصوصا اگر این مسئله با موضوع انتخابات پیش روی مجلس در ارتباط باشد که دیگر حتی نمی توان تحلیلی در باب آن داشت ...در آینده باز در این باب نیز صحبتهایی خواهیم داشت.
داينا