ولنتاين، شرکتهای غربی، توليدکننده های چينی، قلبهای پلاستيکی
ولنتاين، شرکتهای غربی، توليدکننده های چينی،
قلبهای پلاستيکی
توماج طاهباز
و اين پيامک مزاحم هم چيزی نيست جز يک پيام تبليغاتی از شرکت خدمات دهنده موبايل که ميگويد در روز ولنتاين فلان گوشی تلفن به افتخار عشاق فلان قدر تخفيف دارد، پس بهتر است بشتابم و يکی از آنها را برای محبوبم بخرم. اولين چيزی که از عصبانيت به ذهنم ميآيد اين است که گوشی را بکوبم به ديوار.
ولی کمی که فکر ميکنم به اين نتيجه ميرسم که در آن صورت بايد واقعا بروم و يکی از آن اسمارتفون های تخفيف خورده را برای خودم بخرم.
در نتيجه منصرف ميشوم، هرچند خواب هم ديگر از سرم پريده است. به خودم ميگويم چه زود چهارده فوريه شد. ولی ناگهان يادم ميآيد که هنوز تا چهارده فوريه حداقل يک هفته مانده است.
ولی بازار تبليغات گرم است، البته به قيمت فرستادن پيامک تبليغاتی پيش از طلوع خورشيد و پراندن ملت از خواب شيرين.
بارها شده که در اين تاريخ در گوشه ای از آسيا يا اروپا مشغول کار بوده ام. ولی هنوز کسی برايم پيامک تبليغاتی صبح زود، يک هفته قبل از ولنتاين نفرستاده بود.
چقدر اين بازار زود عوض ميشود! هنوز خبری از چهارده فوريه نيست ولی مغازه ها پر از قلب های قرمز و بزرگ پلاستيکی شده است. اين را به شيرکا همسفری چند روزه ميگويم که با من در يک مهمانخانه ساکن است. در گوشهای از مالزی، برای گرفتن عکس و تهيه گزارش از چيزی ديگر مهمانم که سر و کله روز ولنتاين پيدا ميشود.
شيرکا اهل هند است ولی برای تعطيلات به مالزی آمده. او و دوست دخترش هر دو دانشجو هستند و ساکن بمبئی. صحبت از بازار که ميشود، آنها هم دم ميگيرند. شيرکا ميگويد در طول چند سال گذشته روز ولنتاين از يک پديده ناشناخته غربی به روز داغ بازار گردی و کافه رفتن در شهرهای بزرگ هند تبديل شده است. هر چند به نظر او هنوز هم اين موضوع تنها مختص به گروهی از جوانها و فقط در شهرهای خيلی بزرگ هند است. البته ولنتاين در هند با مخالفتهايی هم رو بروست؛ به ويژه از طرف گروه های سياسی محافظه کار هندو.
در هند دستکم دو مدل سالگرد «دوست داشتن» وجود دارد که مانند جشن سپندارمذگان (روز زن و زمين) يا مهرگان (جشن مهر) در ايران، يا انواع اقسام جشن های سنتی ديگر، ريشه در و رسم و رسوم های قديمی کشورهای مختلف دارد. «کاروا چاوت» که در بهار جشن گرفته ميشود و روز همبستگی زن و شوهر است. روزی هم به نام «برادرها و خواهرها» وجود دارد که ماه اوت جشن گرفته ميشود و در آن برادر با بستن دستبندی به دست خواهر خود، با او عهد ميبندد که هميشه ازش محافظت خواهد کرد.
هم محافظت از خواهر و هم همبستگی زن و شوهر موضوعاتی هستند که شايد اين روزها سنتی و قديمی به نظر ميرسد. ولی واقعيت اينجاست که روزی برای «عشاق» خارج از چارچوب ازدواج چندان قدمت ديرينهای ندارد و تا همين چند دهه پيش تابويی محسوب ميشد که شکستن آن کار آسانی نبود. اما بازار داغ ولنتاين همه چيز را به سرعت عوض کرده است. از شرق آسيا تا جنوب آمريکا. ماريا، اهل کلمبياست. در آمريکای لاتين، روزی برای نوشتن نامه های پنهانی به عشاق ناشناخته وجود دارد. از قضا در بيشتر کشورها در چهاردهم فوريه ولی نه در کلمبيا.
در اين کشور در ماه سپتامبر مردم ياد عشاق ميکنند. ماريا ميگويد جشن گرفتن روز ولنتاين در کلمبيا نوعی اسنابيسم محسوب ميشود و فقط مختص به طبقه خاصی از جامعه است. به گفته اين دختر جوان، هنوز برای بخش قابل توجهی از طبقه متوسط و فقيرتر اين کشور، اين جشن تازه وارد ناخوشايند محسوب ميشود.
شيرکا و دوست دخترش هرچند مانند ماريا کاری به کار روز ولنتاين ندارند، ولی مخالفت چندانی هم با برگزاری آن ندارند.
آنها ميگويند جلوی بازار را نميشود گرفت و مردم را هم نميشود مجبور کرد که فقط به نسخه های قديمی «عشق» وفادار بمانند. ماريا اما شديدا مخالف برگزاری اين جشن است. به نظر او بهتر است اگر حتی خود دولت دست به کار بشود و جلوی اين جشن را بگيرد. البته ماريا نميداند که در بعضی از کشورها مثل ايران يا در مالزی، که او برای تعطيلات به آن آماده است، دولت دست به کار شده تا جلوی اين جشن را به شکلی بگيرد. دولت مالزی برای نمونه به مسلمانان اين کشور هشدار داده است که اين جشن را برگزار نکنند. در اين مورد حتی هشت سال پيش فتوايی هم صادر شد.
برای همسفرهای هندی من روز والنتاين پديدهايست «فرهنگی» در جامعهای سنتی. ولی برای همسفر کلمبيايی من اين روز پديدهای «اقتصادی» است که فقط نماد «طبقه» مرفه است. پيتر، استاد بازنشسته آمريکايی ميگويد: احتمالا روز ولنتاين چيزی بينابين اين هردوست. پيتر اهل ايالات متحده است، جايی که احتمالا خيلی ها فکر ميکنند روز ولنتاين از آنجا ميآيد. اين استاد دانشگاه سالها نيز در کشورهای مختلف آسيايی زندگی کرده است.
به نظر او هم، تغييرات در کشورهای آسيايی طی سالهای گذشته مشهود و سريع بوده است. در خيلی از کشورهايی که اين مراسم هرگز برگزار نميشد، اين روزها رستوران ها و کافه ها و مراکز خريد پر از منوی مخصوص و تخفيف های تقلبی و قلب های مصنوعی ميشوند. کره جنوبی، ژاپن و چين در اين مورد گوی سبقت را از بقيه ربوده اند. پيتر ميگويد به نظر او جوانان آسيايی که اين جشن را برگزار ميکنند به شکلی به هر دو پديده تظاهر ميکنند؛ نوعی برتری اقتصادی و نوعی تفاوت فرهنگی.
اما به عقيده پيتر بازار ولنتاين پيش از آنکه سودی نسيب شرکتهای غربی بکند، جيب توليدکنندههای چينی را پر ميکند. چون کافيست نگاهی به پشت قلبهای پلاستيکی بياندازيم تا ببينيم که نه ساخت يک کشور غربی که ساخت چين است. شايد اين تصور وجود داشته باشد که اين جشن نوعی جشن آمريکاييست، اما گذشته تاريخی و مذهبی اين جشن ربطی به کشور آمريکا ندارد. برای نورا، دختری که اهل هلند است، اين جشن هميشه وجود داشته و چيز عجيب و غريب و تازهای نيست.
به نظر او هر روز ميتوان برای کسی که دوستش داريم گل و هديه بخريم ولی وقتی روزی فقط مختص به اين کار است، ميتوان به اين بهانه روز خوشی را سپری کرد، چيزی شبيه روز تولد، شب سال نو يا هر مناسبت ديگری.
اما نورا ميگويد هيچوقت به ياد ندارد که کسی از جنبه مذهبی آن را برگزار کرده باشد. بالاخره روی ولنتاين به نام يک -يا احتمالا چند- قديس مسيحی، قديس «والنتينس» است که به اين نام خطاب ميشود. گفته ميشود يکی از قديس ولنتينس های معروف، در دوران امپراتوری روم کارش خواندن خطبه عقد برای سربازانی بوده که حق ازدواج نداشته اند. هرچند افسانه ها و قصه ها در مورد او زياد است. والنتينس درضمن قديس محافظ بيماران صرعی نيز هست، آن هم درست در همين روز يعنی چهاردهم فوريه.
بريتانيايی ها معتقدند نويسنده های آنها در قرون وسطی و بعد از آن به اين قديس شهرت جهانی بخشيده اند. به هر حال بر اساس مستندات چندان خبری از روز قديس ولنتاين تا قبل از سده های ميانی مسيحی نبوده است. به هر حال اگر نه تغييرات در شيوه تبليغات و بازرگرمی طی همين دو سه دهه گذشته، احتمالا همچنان هم برای بخش قابل توجهی از مردم جهان اين روز، روزی بود مثل مابقی روزها. اما زمانه عوض شده است. گردش مالی اين بازار بزرگ، بر اساس آمار، فقط در آمريکا رقمی بيشتر از سيزده ميليارد دلار است.
و فقط در خود اين کشور نزديک به دويست ميليون گل سرخ از شاخه چيده ميشود تا به دست محبوب برسد. و البته طبيعی است که يک قديس مسيحی، صدها سال پيش، احتمالا تنها چيزی که خبری از آن نداشته، بازار ميليارد دلاری عشق های رومانتيک و روابط عاشقانه ای خارج از دايره ازدواج بوده است که در زمان او احتمالا در فکر کسی هم نميگنجيد. تصور کنين اگر قديس والنتينس اين روزها سری به يکی از کافه ها يا مراکز خريد در يکی از شهرهای بزرگ دنيا ميزد و کسی به او ميگفت: اينها همه به خاطر شماست، چه حالی به او دست ميداد.

داينا