اوستاد بارز ده توپراغا تاپشيريلدي

اوستاد بارز ده توپراغا تاپشيريلدي

بو گون آبان آي نين ۲۵ اينجي گونو ساعات ۲.۵ دان باشلاياراق اهرين شيخ شهاب الدين پاركيندا قاراداغيميزين عزيز شاعيري رحمتليك عباس بارز اوچون بير ويداع مجليسي قورولاندان سونرا بو ده يرلي شاعيري آي پيرزن كندينده اؤز مولكونده توپراغا تاپشيرديلار.بومراسيم ده آذربايجانين بير چوخ يئرلرينده ن او جومله ده ن تبريز، زنگان، موغان، اردبيل ده ن بير سيرا يازيچي شاعير اشتيراك ائتميشديلر.مجليسين آپاريجيسي خسرو سرتيپي هميشه يه تاي كؤوره ك سسي، يانغين دانيشيغي ايله بارز باباني ابدي يوردونا، مجليس ده اشتيراك ائده نلري گؤزو ياشلي ائولرينه يولا سالدي.بو مجليسده قوران مجيدده ن بير نئچه آيه اوخوناندان سونرا سرتيپي جنابلاري ميكروفونو آليب اوستادين شعرلرينده ن بير نئچه سيني اوخودوقدان سونراسؤزو وئردي اهر شاعيرلرينده ن اولان صاديقي جنابلارينا. صاديقيبارز بابا حاقدا بير شعر اوخويوب يئنه سؤز وئريلدي سرتيپي جنابلارينا.اونون آرديجا باشقا بير شاعير و ضيالي كي اونون آديني ياخشي بيلمه ديم دئيه سن نهاوندي آدلي بير يسينه وئريلدي.البته اوندان اؤنجه اوستادين اوغلو بير شعر اوخويوب گلن لرده ن اؤز تشكورونو بيلديردي.سونرا ارشاد ايداره سينين مودورونون دانيشيغي ايله مجليسين آردي اوستادا ناماز قيلماقلا توتولدو.نهايت اوستادي ابدي منزيلينه يولا سالان دوسلاري تانيشلاري اونون آي پيرزن آدلانان ياشاديغي كنده گؤتوردولر. و نهايت...سون ويداع... 

 

عباس بارز ده كؤچدو

آجي خبر

بيلميره م نئجه ؛ نئچه گون قاباق گؤروشونه گئتديگيم، حالين سوروب اوشاقلاري ايله دردلريني پايلاشديغيم، قاراداغيميزين بؤيوك شاعيري«عباس بارز»ين اؤلوم خبريني سيز دوسلارا چاتديريم. دونيا بئله گئدير و اونو گرديشينده ن ساخلاماق دا اولماز. بو سون گونلر ده هله عزيز اوستاديميز يحيي شيدانين اؤلوم آجيليغيي جانيميزدان چيخماميشدان يئنه بير آجي اؤلوم خبرينه نئجه دؤزه ك؟ هر حالدا كؤچن اوستادلاريميزا رحمت قالان لارينا ايسه جان ساغليغي آرزيلاييب بو عزيز اوستادين حؤرمتلي عائيله سينه هابئله بوتون ادبيات دونياسيندا آتديم آتان دوسلاريميزا باش ساغليغي وئريره م.

فرهنگیان مهره های سوخته ی انتخاباتی؟

فرهنگیان مهره های سوخته ی انتخاباتی؟

رضا عالی

خاطرم هست وقتی بچه بودیم، می گفتند بازاری ها نسبت به کارمندان از نظر مالی  وضع بهتری دارند. هر وقت هم فی المثل برای دختر کسی خاستگاری می آمد و در مورد شغل وی می پرسیدند اگر طرف بازاری بود خانواده اش با صدای بلندی در حالی که سینه اشان را جلو داده بودند با افتخار می گفتند: پسر ما بازاری است و مطمئنا هیچگاه پسر بازاری جواب رد از سوی خانواده عروس آینده نمی شنید. وای به روزی که فرد کارمند بود. باید هزار جور دوز و کلک سوار می کردند تا خانواده عروس خانم راضی بشوند و جواب بله رو بدهند. ولی این موضوع در مورد قشر فرهنگی تفاوت داشت ونظر جامعه در مورد آنها جور دیگری بود حداقل در منطقه قره داغ. نگاه جامعه در مورد آنها این بود که این قشر جزو فرهیختگان جامعه هستند و مردم در مورد بسیاری از مشکلات خود با آنها مشورت کرده آنها را حلال مشکلات خود می دانستند و در بسیاری از کارهای خود به آنها رجوع می نمودند. آنها در اکثر مراسمات جزو افراد بالا نشین مجلس بودند و همیشه در کنار بازاری ها حتما جایی برای آنها بود. وقتی فردی از این قشر به خاستگاری دختری     می رفت به هیچ عنوان جواب نه نمی شنید. جایگاه قشر فرهنگی بعد از انقلاب اسلامی هم حفظ شد و با اینکه بازاری ها جای خود را به کارمندان دادند ولی این قشر جایگاه خود را در بین مردم تا حدی حفظ کردند. مخصوصا جمله ی معروف «معلمی شغل انبیاست» نیز جایگاه آنان را در بین مردم بیش از پیش تقویت نمود. این قشر از جامعه در بسیاری از ناملایمات سیاسی مثل بروز جنگ و بحران های مختلف سیاسی پیش آمده برای جامعه کشورنیز جزو افراد پیشرو جامعه بودند و نام و یاد شهدای فرهنگی هنوز هم با وجود گذشت بیست و اندی سال از پایان جنگ هنوز از یاد و خاطره مردم پاک نشده است.

این قشر فرهیخته جامعه هر چند از نظر مالی جزو طبقات پایین جامعه بوده و هنوز هم هستند ولی در بسیاری از مواقع عزت نفس خود را با هیچ چیز دیگری عوض نکردند. هر چند مشاهده می شود در برخی موارد برخی از افراد این مجموعه حتی در کارهایی مانند بنگاه های مسکن و مسافر کشی و غیره سعی در افزایش سطح در آمد خود داشته و دارند ولی با این حال در این حوزه نیز شرافت اخلاقی و شان و جایگاه کاری خودرا حفظ کردند.

منطقه قره داغ با دارا بودن سطح بالایی از نظر شغل فرهنگی جزو مناطقی ازکشور است که رکورد دار این حوزه می باشد، هنوز هم مردم این قسمت از کشورمان در بسیاری از موارد فرهنگیان را امین خود می دانند، با آنها مشورت می کنند و به نظرات آنها بهای بیشتری می دهند.

حوزه سیاست یکی از حوزه هایی است که کمتر کسی در بین سایر اقشار و صنوف مختلف جامعه  توان و وقت پرداختن به پیچیدگی های آن را دارند. البته با توجه به حساسیت های خاص آن مخصوصا در کشورهای جهان سومی و یا به اصطلاح امروزی تر در حال توسعه، کمتر کسی وقت و حوصله و حتی گاه جرات پرداختن به آن را دارد. لاجرم اکثر افرادی که علاقه ای به شرکت در اتفاقات این حوزه را دارند در بسیاری مواقع افرادی تابع هستند. بدین معنی که آنها با توجه به علایق و گرایشات خود فرد یا افراد یا گروهها و یا صنف خاصی را به عنوان الگو در نظر گرفته و در مسایل سیاسی پیرو آنها می شوند. البته در چنین شرایطی این افراد یا گروهها وظیفه بسیار مهم و خطیری را برعهده دارند و کوچکترین خطا یا اشتباه آنها در انجام کارهایی از این دست می تواند لطمات جبران ناپذیری را متوجه جامعه و افراد آن نماید که در این مورد مصادیق بسیاری وجود دارد که پرداختن به آن از حوصله این مقال خارج است.         با توجه به جذابیت های ظاهری حوزه سیاست هستند افرادی که که هر چند سواد و تخصص لازم را در این مورد خاص ندارند ولی باز به دلیل نفوذی که در جامعه و یا در بین گروههای خاصی از جامعه دارند گاه وسوسه می شوند که توان خود را در این میدان خطرناک بیازمایند. بحث انتخابات مجلس نیز یکی از این میدان هاست .     در سالهای گذشته قشر فرهیخته ی جامعه مخصوصا طیف فرهنگی نقش به سزایی در حوزه سیاست مخصوصا انتخابات مجلس داشته اند و به عنوان نمونه می توان به نقش تاثیرگذار این قشر از جامعه در انتخابات دوره نهم مجلس اشاره کرد. به هر حال در هر شهر و منطقه ای انتخاب شوندگان حتما سری به این قشر می زنند و افرادی را از بین این طیف انتخاب و به عنوان لیدر و یا مشاور در کنار خود دارند و با توجه به احترامی که این طیف از جامعه در بین مردم دارند بالطبع نظرات آنها نقش به سزایی درانتخاب افراد به عنوان نمایندگان آن جامعه دارند. در انتخابات مجلس نهم  تاثیرگذاری این قشر از جامعه را در انتخاب فرد و افرادی برای نمایندگی مردم این منطقه به عینه مشاهده کردیم. حال این سئوال مطرح است که چقدر نظرات این طیف از جامعه در انتخاب افراد صحیح و بجا بوده است؟ تا چه حد این قشر فرهیخته توانسته اند در هدایت جامعه قره داغ به سوی تعالی و پیشرفت با انتخاب افراد اصلح تاثیرگذار باشند؟ اگر اشتباهی بوده آیا سعی در جبران خسارت وارده هستند؟ و سئوال هایی از این دست که تا رسیدن به موعد انتخابات دهم باید پاسخی در خور به آن داده شود و نکند این قشر زحمت کش جامعه جایگاه خود را با قشری دیگر همچون دلال و تاجر عوض کرده و به مهره هایی سوخته در انتخابات آتی تبدیل شوند.