ما اگر لازم باشدحتی کفشمان را هم پرتاب می کنیم!

در باب تهدید علیرضا نصیرزاده وبلاگ نویس ورزقانی

رضا عالی

 چندی پیش یکی از اطرافیان نماینده­ی محترم ...توان تحمل انتقاد را از دست داده و در کمال ناباوری و مغایر با تمام اصول اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، ضمن تهدید وارعاب وبلاگ نویس مطرح شهرستان ورزقان، یقه­ی او را گرفته و هشدار داده که دیگر از وی  و نماینده انتقاد ننماید. «به نقل از مطلب فردین الهیاری»

 هرچند بنده از نزدیک شاهد چنین عمل زشت و شنیعی در حق یک نویسنده محترم ، اندیشمند وصاحب نظر منطقه قره داغ نبوده ام ولی با استناد به مطلب دوست بزرگوارم جناب آقای فردین اللهیاری که خود از نویسندگان و اهالی قلم و مطبوعات منطقه قره داغ می باشند باید بگویم که ظاهرا دست برخی افرادبه دور از چشم مسئولین محترم امنیتی منطقه چنان دراز شده وچنان وقیهانه دست به چنین اعمال ناپسندی می زنند که نمی توان اسمی بر روی آن نهاد. از این موضوع یاد شعبان بی مخ زمان پهلوی می افتم که جهت اجرای اوامر ملوکانه حاکمان پهلوی دست به شرارت زده و نسبت به برخی از اندیشمندان و سیاسیون آن دوره هتاکی می نمودند. هرچند بحث شعبان نه از نظر محتوی که از نظردستورالعمل اجرایی  متفاوت از موضوع هتاکی به نویسنده محترم ورزقانی یعنی استاد نصیرزاده می باشد ولی باید به این آقایی که چنین کاری را انجام داده اند عرض نماییم که ظاهرا حضرت آقا متوجه نیستند دوره شعبان ها به سرآمده و افرادی مثل شما از صدقه سر جوانان این مرز و بوم به چنین امنیتی رسیده اید که جرات پیدا می کنید و در روز روشن یقه کسی را می گیرید.

لازم می دانم حکایتی را که در جایی خوانده ام را نقل نمایم. آورده اند كه روزي جواهر لعل نهرو،  نخست وزير هند، در حال سخنراني بود كه مردي از ميان جماعت شنونده لنگه كفشي را به نشانه اعتراض به طرف وي پرتاب کرد. ملازمان بلافاصله در پي پرتاب كننده كفش شدند در آن موقع نهرو گفت دست نگهداريد و سپس لنگه كفش را بالا برده و چنين گفت : اي مردم ، زماني كه من نخست وزير هند شدم ميليون ها نفر در كشور پا برهنه بودند خوشبختانه امروز نه تنها از جماعت پا برهنه خبري نيست بلكه كفش اضافي خود را به من هديه مي كنند !!!

این را آوردم که به این آقای تهدید کننده عرض کرده باشم ببینید کار به کجارسیده و چقدر در جامعه ما برخی افراد می توانند به راحتی دیگران را تهدید نمایند. همینطوربه این آقا  عرض می کنم که ما اگر کفش پرتاب می کنیم   شما هم هنرش را داشته باشیدو مثل نهرو به جای تهدید و ارعاب منطق و دلیل بیاورید.

 کسانی که تهدید را آخرین راه حل دانسته اند بخوانند و اگر سوادش را ندارند از طریق نزدیکانشان مطلع شوند که اگر لازم باشد ما به جای نقد حتی لنگه کفش هم بسوی کسانی که در انجام وظیفه خوددر قبال مردم کوتاهی می کنند، پرتاب خواهیم کرد. آقایانی که هیچگونه نقدی را بر نمی تابند بدانند و آگاه باشند امروز دیگر زمانی نیست که بتوانند نوچه های خود را مامور کنند تا بیایند و یقه کسی را وسط کوچه و خیابان بگیرند و تهدیدش نمایند. اگر بلد هستید که خودتان و اگر توان نوشتن و پاسخگویی را ندارید یکی از نزدیکانتان را مامور کنید به جای «حربه زوربا» چند خط بنویسند و پاسخگوی افکار عمومی جامعه باشند و اگر کسی را هم ندارید اهل قلم آمادگی دارند تا در کنار شما بنشینند و حرفها و دلایل کم کاری هایتان را جهت روشن شدن افکار عمومی بنویسند.

و اما جهت اطلاع کسانی که انتقاد از عملکردشان را در هر حوزه ای برابر با انکارحق و یا سیاه نمایی می دانند عرض کنم که سیاه نمایی در حقیقت نشان دادن سفیدی ها به صورت سیاهی است یعنی کار مفیدی را غیر مفید و کار غیر مفیدی را مفید نشان دادن است. در حالی که کار ناقدان نقد عملکرد است نه سیاه نمایی کارهایشان. مفهوم نقدنیز به طور كلي عبارت‌است از : بررسي، شناسايي و عنوان كردن و نماياندن عيبها و برملا كردن نهفته‌ها. وقتي مي‌گويند فلاني، نقد کرد يعني اينكه جدا كرد، نگاه كرد و بررسي كرد تا سره را از ناسره تشخيص دهد و وقتي اجزای درهم تنیده شده را به دست مي‌گيريم و تقلبي‌ها را جدا مي كنيم در واقع از آنها انتقاد كرده‌ايم. نقد درانگيزه ودر هدف و در روش تفاوت دارد، انگيزه نقد، انتخاب كردن است و هدفش، يافتن و نشان دادن و تدارك زمينه، و روش آن هم عبارت است از داشتن معيار، محك‌زدن و به كار بردن ميزان‌‌هاي ثابت، ميز انهايي كه بزرگ و كوچك نمي‌شوند و مانند نور در دنياي نسبيت‌ها، سرعت ثابتي دارند.

نقد يعني يافتن و نشان دادن تا اگر كسي خواست بتواند راهش را بيابد و اگر نخواست عذري نداشته باشد. کسانی كه هدف سازندگي در سر دارند، نقدها و نماياندن عيوب را هديه‌اي از جانب ناقدان مي‌دانند. وسعت قلمرو نقد، به وسعت انسان و خواسته ها و حركتهاي اوست.

هرچند کسانی که تهدید را اولین و آخرین راه حل می دانند توان هضم چنین جملات ثقیلی را ندارند ولی نوشتن این سطورجهت رفع تکلیف بود واجرای سنت حسنه امر به معروف که در این ماه عزیز از هر کار خیری ثوابش بیشتر است.

در پایان به دوست بزرگوارم استاد نصیرزاده هم خسته نباشید و دست مریزادی جانانه عرض می کنم و امیدوارم همچنان در کارخود استوار و موفق باشند.