س ـ در صورت امکان در مورد پیشینه خودتان و ارتباطی که با منطقه قاراداغ دارید توضیحاتی را ارائه فرمایید؟
با توجه به اينكه رشتة تخصصي بنده در ابتدا باستانشناسي بوده و حتي در طول تحصيل براي مطالعات تخصصي دهها بار كل منطقه را با پاي پياده گشتهام از كوههاي ساوالان تا پارس آباد از پارس آباد تاكنار ارس و جلفا و جنگلهايي ارسباران و كوههاي اهر و مشكين شهر و مطالعاتی در مورد آثاري از گذشتگان داشته ام كه طبق يافتههاي دانش پژوهان آثار موجود در این مناطق به صدها هزار سال پيش ميرسد. با توجه به مطالعات تاريخي و سياسي و جامعه شناختي كه با در نظر گرفتن فعاليتهاي سياسيام و پيشينة خانوادگي ام كه دخالت مستقيم در تمام جريانات و مبارزات آذربايجان داشتهاند در همين رابطه نيز تقريباً در كل منطقه چه از نظر جغرافيايي و مردم شناسي و فرهنگي مطالعاتي انجام داده ام و مهمتر از همه خانوادة بنده می باشند که ساليان سال در منطقة ورزقان و اهر تا دشتهاي پارس آباد و گرمي مسئوليتهايي در مورد عشاير و زمينهاي كشاورزي داشتهاند. پدرم و ساير اعضاي خانواده مدتهاي طولاني در آنجا ساكن و حتي كشاورزي و دامداري نيز كردهاند. با مشاهدة تاريخ غني منطقه و مردمان سلحشوری كه در طول تاريخ هر زمان ميهن احتياج به آنان داشته با اسب و تفنگ خود جسورانه براي دفاع از سرزمین خود حاضر شده و چه بسا صدها نفر از آنان نيز در اين راه جان خود را از دست دادهاند. همچنين با مشاهدة استعدادهاي درخشان و منابع انساني غني و منطقهاي مستعد از لحاظ اقتصادي و حتي توريستي و سرمايه گذاري ماههاست با تشويق دوستان و تنی چند از ياران صديق جمع شدهايم تا از آن مسائلي كه ذكر شد واز تمامي موقعيت و قدرتمان و با تشويق مديران چه آنهايي كه ما راميشناسند و چه آنهايي كه نميشناسند، را تشويق نمائيم به منطقه آذربايجان توجه بيشتري داشته باشند. حتي از لحاظ تاريخي زماني به اين طرف ارس قاراداغ و به آنطرف ارس قاراباغ ميگفتند يعني منطقة قاراداغ آنقدر اهميت داشت كه كل منطقة آذربايجان را به عنوان قاراداغ ميشناختند.
س ـ اينكه فرموديد در صدد تشويق مسئولان براي حل مشكل آذربايجان هستید تا چه حد از اين مشكلات علي الخصوص مشكلات منطقه ورزقان و خارواناكه قسمتي از منطقة قاراداغ است شناخت داريد؟
ج) در طول جنگ که سرمايه گذاري تقريباً در تمامي نقاط ايران در حد بسيار كم و يا در حد صفربود. بعد از سال 68 كشور به سمت آبادي و سازندگي و ترميم زخمهاي جنگ حركت كرد و سرمايه گذاران داخلي چه افراد حقيقي و چه ارگانها يا نهادهاي تازه تأسيس مانند بنياد مستضعفان و يا جهادسازندگي و غيره كه از لحاظ اقتصادي حالا تبديل به يك كارترهاي بزرگ اقتصادي شده بودند (ذكر ميگردد كه يك بدعت تازهاي هم گذاشته شد كه تمامي ادارات حتي غيراقتصادي نيز به تشويق دولتها وارد فعاليتهاي اقتصادي گرديدند) و سرمايه گذاران خارجي كه ايران بعد از جنگ براي آنها جاي خوبي براي كسب در آمد بود به سوي كشور سرازير گرديدند. كارخانجات و شركتهاي عظيم تأسيس شد. سدهاي بزرگ ساخته شدند ولي آذربايجان عزيز در اين ميان سهم ناچيزي از اين سرمايه گذاري نصيباش گردید. مثلاً فولاد مباركه و فولاد آلياژي يزد كه يكي از مجموعههاي كم نظير دنياست، بنده خودم شاهد بودم كه تكنولوژي فولاد يزد را از ايتاليا ميخريدندو با فشار نمايندگان استان كه اتفاقاً كميسيون صنايع وقت نيزدردست نمايندگان وقت قرار داشت، شركت کوچك فولاد آذربايجان در ميانه به آذربايجان تعلق گرفت كه اگر درصدی حساب نماييم یک هزارم از سهم ودر حقيقت فقط سهم كوچكي از صنايعی كه در ساير شهرها قرار دارد بود. كارخانجات اتومبيل سازي براي اولين بار به راه افتاد كه باز هم چيزي نصيب استان ما نشد. در مقایسه معادن بزرگي مثل مس سرچشمه ومعادن غني سرنگون كه ميشد با استفاده از تكنولوژي برتر و جذب در آمد آن براي رفع مشكل اشتغال و توسعة منطقه استفاده نمود، متأسفانه تمامي آن نصيب صندوقهاي سرچشمه و ديگر جاها گردید. با اين وجود ميشود گفت در آذربايجان شرقي و آذربايجان غربي كارخانة و شركتي كه در این استانها تأثير اساسي بگذارد تأسيس نگرديد. با وجود هم مرز بودن آذربايجان با چندين كشور كه چند تاي از آنها عضو شوراي اروپانیز هستند در زمينة توسعه تجارت در این مناطق می توانستیم كارهاي بزرگي انجام دهيم که به احداث چند بازارچه اكتفا گرديد كه بعداً آنها را نيز برچیدند. نهايتاً زماني كه مناطق آزاد تجاري به قولی در مرکز كشور که هيچ توجيه اقتصادي و عقلاني هم نداشت احداث شد ولی باز هم آذربايجان كه درسراسر مرزهایش باكشورهاي خارجي همسایه است به تجارت سنتي آكتفا كردند.
بعد از احداث مناطقی مانند سيرجان كه توجيهي ندارد، چابهار، قشم، كش و ... جلفا را با فشار مسئوليت كه البته اين فشار به اين معني نيست كه مسئولين هميشه در حال فشار آوردن بوده و تقصير برگردن مركز ميباشد، خير شايد نيمي از اين تقصير متأسفانه متوجه مسئولين استاني ميباشد) جلفا را منطقة ويژه اعلام كردند. جلفايي كه برعكس چند منطقه آزاد ديگر كه هيچ مرز خارجي ندارند با دو كشور عضور شوراي اروپا هم مرز بوده ولي موفق به كسب عنوان منطقه آزاد نميگردد.
بنده كه خود در آن دورهها مدتي از مسئولين استانداري بودهام، و قبل از آن در تهران با عناويني در مجلس كار كردهام شاهد تمامي اين مسائل بودهام. سالها قرا بود كه در آذر تمامي منطقه آزاد اعلام شود. نمايندة سلماس اين منطقه را مناسب ميديد و يا هر نمايندة ديگر شهر خود را مناسبتر براي منطقة آزاد ميدانست و در تهران هر كدام به صورت انفرادي پيگير اين مسئله بودند و در نهايت اين مسئله نصيب هيچ شهري نشد.
كه يكي از بيماريهاي آذربايجاني عدم هماهنگي مسئولين آن است در اين بين اگر مردم جلفا هم تلاش نميكردند اين منطقه نيز به منطقه آزاد تبديل نميگرديد. هر ضد مسئولين پس از سالها عنايت نمودند. ورزقان كه خود از لحاظ جغرافيايي با جلفا هم مرز ميباشد. و ارس از حاشية آن عبور ميكند و بهترين مناظر طبيعي را دارا ميباشد، مرغوبترين زمينهاي كشاورزي ايران يعني منطقه مغام در آن قرار دارد و از نظر دامداراي دامهاي اصيل دارد و معادن سرنگون و رگههاي قوي سيمان و معادن طلاي اندريان در بطن آن قرار دارد با در نظر گرفتن اين موارد و چه فكري به نظر ميرسد؟ از آن طرف آذربايجان كه اروميه در كنار مرز تركيه و مناسبترين محل براي منطقه آزاد و هيچ كاري برايش انجام نگرفته تا جلفا كه شباهتي به منطقه آزاد ندارد و افت شهر صنعتي تبريز به رتبههاي پايينتر و كاري ميشود گفت در حد صفر توريستي از كندوان گرفته تا قلعة بابك و ساير آثار توريستي و باستاني كه تقريباً كاري براي جذب توريست انجام نگرفته و خود مناطق ورزقان كه ميتواند يكي از پروژههاي توريستي مسئولين باشد، گفتيم صنايع مادر به استانهاي مركزي تعلق گرفت، تجارت نيز به غير از آذربايجان به همه جا تعلق گرفت در حالي كه چند منطقه تجاري بايستي كالاهايش را از ميان ناوهاي آمريكا و منطقه ناامن خليج فارس ببرد نه قطار باري كه از اروميه تا به اروپا متصل است كاري انجام ميشود يعني توجيه اين است كه منطقه آزاد در جايي باشد كه حداقل واردات و صادرات به راحتي انجام و ارزان انجام گرفته و...
جلفا، ورزقان، اروميه و ماكو، پيرانشهر كه هم مرز با كشورهاي آذربايجان كه آمريكا و اروپا در سطح عالي در آن حضور دارند و كشور ارمنستان و تركيه كه ماكو داراي بهترين امكانات گمركي بوده و تنها جاده ايران به اروپا از آن ميگذرد نه تنها منطقة آزادي ندارد بلكه مناطق باعث كم رونقي تجارت در آنجا گرديده و مردم به قاچاق روي آوردهاند.
آيا از ورزقان، جلفا، ماكو، اروميه چند به كشورهاي همسايه كه عضور شوراي اروپا و شايد چند سال بعد جزو اتحاديه اروپا شوند چند متر فاصله وجود دارد. و يا در پيرانشهر كه با عراق فاصله كمي دارد فقط يك بازارچه كوچكي تأسيس شده در حالي كه ميدانيم شمال عراق امنترين منطقه عراق است و حتي تركيه كه دشمني ديرينه با ساكنان امن مناطق دارد شروع به سرمايه گذاري نموده و تجارت آنها رونق پيدا كرده است.
سئوال: با وجود اين مسائل كه واقعاً درد آور است و آذربايجان كه زماني استان سوم و دومين شهر صنعتي كشور بود و شهر اولينها در آن قرار دارد به اين روز افتاده آيا ميشود كاري براي آن انجام داد. در ضمن توضيح اين پاسخ در مورد ورزقان و براي آن چه ميشود كرد؟
ج: بنده در طول صحبتهايم عرض كردم كه با توجه به مسئوليتها و كارها و ارتباطاتي كه داشته و دارم توضيح دادم كه خود بنده شاهد بسياري از اين مسائل بودهام و مواردي كه ذكر گرديد علت آنها را نيز ميدانم به عنوان مثال در بحث فولاد رئيس شركت فولاد ايران و قائم مقام وقت آن اهل آن منطقه بوده و نمايندگان وقت نيز يكدست فشار ميآوردند و رئيس جمهور وقت نيز كه خود اهل اين مناطق ميباشد به راحتي در دسترس اين آقايان بود ولي با اين وجود رئيس كميسيون وقت و اكثر اعضا اهل آذربايجان بودند و اگر واقعاً مانند مقامات آن استانها تلاش ميكردند يقين داشتم فولاد آذربايجان به اين كوچكي كه آنهم بعد از سالهايي كه از تأسيس آن كارخانجات عظيم در شهرهاي ديگر، خيلي عظيم تر و كارآتر از اين ميتوانست احداق گردد و مناطق آزاد نيز همچنين كه خودم متأسفانه از نزديك شاهد دعواي نمايندگان استان با يكديگر بر سر تصاحب آن بودهام. خودم شنيدم رئيس وقت مناطق آزاد گفتند كه اگر به توافق برسيد همان لحظه اين طرح تصويب ميگردد. كه متأسفانه آنها هم به توافق نرسيدند. در مورد جلفا كه بنده چند روز پيش نيز براي احداث نمايندگي شركتهايي كه در تهران هستند كه در مورد احداث نمايندگي چندتايي از آنها دستوري گرفته شد. با توسعة مناطق آزاد جلفا و يا بخش بزرگي از آن به اين منطقه آورد و توجيه هم دارد و با تشويق نمايندگان كه بنده با چند تن از آنها مذاكره كردهام ميتوانيم بسياري از اين طرحها را انجام داد و براي رفع اين مشكلات در كنار دولت مقولة اساسي سرمايهگذاري و به خصوص سرمايههاي شخصي و خارجي است كه بنده خود چندين مورد را تشويق كردهام تا انجام دهند و براي ورزقان نيز علاوه بر موضوع فوق اولاً مشكل دامداران كه اصلي ترين شغل مردم منطقه ميباشد مذاكراتي با مسئولين استان و يا تهران انجام دادهام و برادرم نيز كه دبير انجمن صنفي دامداران استان ميباشند توجيه گرديده كه تعاونيهاي دامداران را در منطقه ورزقان تشكيل داده و براي حل مشكل دامداران اقدامات لازم را انجام دهند و با چند تن از مقامات استان صحبت شده است كه البته برادر بنده خودشان در ضمن از مديران استانداراي ميباشند قرار است براي حل اين مشكلات قدم بردارند و با كارخانجات سيمان و حتي سيمان و صوفيان كه مدير عامل آن خودشان از دلسوزان ميباشند مقرر گرديده معاوني كه قبلاً ذكر آن رفت در صورت توجيه براي تأسيس كارخانهاي يا شعبهاي در آنجا و يا فعال نمودن آن كمك و مساعدت لازم را بعمل آوردندو نمايندگان ديگر شهرها را كه آشنايي دارند براي حل مشكلات و برنامههايي كه براي معادن سونگون و اندريان ميتوان انجام داد كمك و مساعدت لازم را كسب و در حال پيگيري هستيم و براي حل و حتي براي شهرداري ورزقان كه متأسفانه ورزقان نمايندهاي الا در مجلس ندارد و مقرر گرديده يكي از نمايندگان تبريز مبلغي را از وزارت كشور براي شهرداري اختصاص دهند. چون به علت عدم پيشرفت شهر نشيني مدرن در آمد شهرداري اين شهرستان كم و يا بسيار ناچيز ميباشد. مطلع هستيم كه معاونت فعال و پرتلاش عمراني استانداري آذربايجانشريقي براي رفع مشكلات ورزقان اقدامات اساسي انجام خواهند داد. در حال حاضر با كارشناسان و مديران مختلف در حال مذاكره هستيم و پيگير قضيه ميباشيم و با عنايت و لطفي كه دارند اميدواريم مشكلات منطقه را اجازه فرمودند كه تا به ايشان توضيح و راهكار لازم را ارائه نماييم. بنده در ديداري كه داشتم به ايشان عرض كردم و ايشان برنامههاي خوب و وسيعي دارند. در مورد مسائل كشاورزي مسئولين و مديران محترم جهاد كشاورزي و بانك كشاورزي در تهران در سطح عالي صحبت و پيگيري گرديده و مطمئناً حل خواهد شد. و از مديران ذيصلاح بانك كشاورزي و ... قول گرفته شده براي ديدار از منطقه و حل مشكلات به منطقه تشريف بياورند و در مورد مسائل توريستي با توجه به اينكه يكي از مؤلفهها و آيتمهاي اصلي آثار تاريخي است و متأسفانه منطقه ورزقان جزو مناطقي است كه كمترين كار باستانشناسي بر روي آن انجام گرفته و سالهاي دراز مديران اين بخش كاملاً غيربومي و ناآشنا به منطقه بودهاند و كم كار شده و در مورد شناخت جاذبههاي ورزقان شهرداري و جهانگردي كارهاي قابل توجهي انجام ندادهاند و ميتوان باشناخت مناظر زيباي طبيعي منطقه و با توجه به نزديكي آن به جنگلهاي زيباي ارسباران و نزديكي به ارس و مرز كشورهاي آذربايجان ميتواند تبديل شود.
داينا