چشم نگران کودکان قره داغ
چشم نگران کودکان قره داغ
با نزدیک شدن به زمان انتخابات زمزمه هایی به گوش می رسد در مورد اینکه برخی ها به فکر خرید رای افتاده اند و ظاهرا در سال های اخیر این مسئله به سنتی غیر قابل چشم پوشی از طرف برخی کاندیداها تبدیل گردیده.
هرچند به قول دوست بزرگوارم جناب خضوعی «یک قره داغی وجدان آگاهی دارد و رأی خود را به تشنگان قدرت و ثروت نمی فروشد» ولی برخی وقت ها اتفاق می افتد که یک قره داغی آن را می خرد و چند صد قره داغی دیگر آن را می فروشندو متاسفانه این حقیقتی است. یعنی در اصل وقتی خریداری باشد فروشنده ای نیز هست. در سال های اخیر سنت نا مبارک خرید و فروش رای کم کم در میان رای دهندگان و کاندیداها به قدری رواج یافته که دیگر امری عادی شده است و خیلی از رای دهندگان مثل یک فروشنده ی قهار به دنبال فروش رای خود هستند. شاهد این امر ابطال انتخابات گذشته ی ورزقان است.انگار کودکان روستایی حالا حالاها باید در زمستان و در کوچه های گلی راه بروند ظاهرا آنان بایستی هنوز هم برای رفتن به مدرسه از روستایی به روستای دیگر طی طریق نمایند . ظاهرا هنوز اهالی روستای تازه کند نهند با اینکه در کنار سد نهند قرار گرفته اندنباید هیچ آبی در لوله های آبیاری روستایشان ببینند.ظاهرا کودکان روستایی هنوز بایستی چند سالی را به خانواده ی فقیرشان در تامین معاش خانه کمک کنند و ظاهرا بایستی قره داغ هنوز هم طعم بدبختی و محرومیت را زیر زبانش مزه مزه نماید. دستی که می خرد و دستی که می فروشد هنوز دراز است و افسوس هم جایی ندارد. ظاهرا قره داغی برای خودش تصمیم نمی گیرد پول برای قره داغی تصمیم می گیرد. ولی مطمئنا بخشی از وجدان بیدار جامعه برای پاسداشت ارزشهایش هوشیار است و رسوا می سازد دستهایی را که برای معامله ی آینده ی فرزندانمان دراز شده است. حتما چشم هایی بیدار است و باید باشد چون چشم نگران کودکان قره داغ به قلم و دهان و دستان آنان دوخته شده...
داينا