45 روز دیگر بر می‌گردم/اهدا مسکن با وام کم بهره به زوج‌های جوان

احمدی‌نژاد در جمع مردم زلزله‌زده «مهترلو» ورزقان:
45 روز دیگر بر می‌گردم/اهدا مسکن با وام کم بهره به زوج‌های جوان

خبرگزاری فارس: رئیس جمهور با بیان اینکه 45 روز دیگر برای سرکشی مجدید بر پیشرفت بازسازی مناطق زلزله زده میِ‌آید از بنیاد مسکن خواست تا به زوج‌های جوان روستاهای زلزله زده مسکن با وام کم بهره یا قرض‌الحسنه اهدا کند

دکتر احمدی نژآد در جمع مردم مهترلو ضمن دیدار از مناطق زلزله زده به آنان قول داد که ۴۵ روز دیگر به این مناطق باز خواهد گشت. هر چند که از یک رئیس دولت نمی توان انتظار داشت که تمام وقت خود را به امر خاصی اختصاص دهد و لی ذکر این نکته نیز ضروری است که ۴۵ روز دیگر اوج زمستان منطقه قره داغ فرا می رسد و دیگر نمی توان مشکل مردم منطقه را بعد از آن حل کرد. البته امیدوارم تا آن موقع که خیلی هم بعید به نظر می رسد مسئله ی اسکان مردم حل شود.                                                                             

چراغی که به خانه رواست...

چراغی که به خانه رواست...!

 

در خبرها آمده بود که : رئیس سازمان امداد و نجات جمعیت هلال احمر از آمادگی هلال احمر کشورمان برای کمک به آسیب‌دیدگان طوفان آمریکا خبر داده است. محمود مظفر در گفت‌وگو با فارس با اشاره به طوفان شدید در شهرهای آمریکا اظهار داشت: هلال احمر ایران آمادگی دارد تا به آسیب‌دیدگان آمریکا کمک‌رسانی کند.

وی افزود: هلال احمر ایران با توجه به آمادگی و تجارب بسیار در نجات آسیب‌دیدگان سیل و طوفان می‌‌تواند به امداد رسانی آسیب دیدگان در نیویورک بپردازد.

رئیس امداد و نجات سازمان هلال احمر بیان کرد: نجاتگران سیلاب هلال احمر در کمترین زمان ممکن می‌توانند به آسیب دیدگان سیل و طوفان آمریکا کمک کنند و اگر مسئولان آمریکا اعلام آمادگی کنند ما می‌توانیم امدادگران هلال احمر را در سریع‌ترین زمان ممکن با تجهیزات و امکانات برای کمک رسانی به آسیب‌دیدگان به شهرهای آمریکا اعزام کنیم.

هر چند این عمل انسانی اگر عملی شود کاری انسانی و حرکتی اخلاقی و ارزشمند است ولی با توجه به زلزله اخیر در مناطق زلزله زده و عدم مدیریت صحیح در ساماندهی وضعیت زلزله زدگان مناطق اهر ، ورزقان و هریس این ضربالمثل معروف به یادم افتاد که اگر مدیران محترم هلال احمر از چنان توان بالایی در مدیریت حوادث برخوردارند و می توانند چنین کاری را انجام دهند چرا در مناطق زلزله زده کشور خودمان چنین کاری را انجام ندادند؟ و اگر توانی هست آیا مصداق این ضرب المثل معروف نیست که: چراغی را به خانه رواست به مسجد حرام است...

 

سالگرد « بارز» فرا رسيد، از اداره ارشاد ندا نرسيد

سالگرد « بارز» فرا رسيد، از اداره ارشاد ندا نرسيد

 

جعفر خضوعي

24 آبان سال 90 بود كه قلب « بارز» از حركت باز ايستاد و اين شاعر بزرگ قره داغي، دار فاني را وداع گفت و به دار باقي شتافت. بر كسي پوشيده نيست كه اگر در جامعه اي«‌ فرهنگ» بميرد، « ملت» تمام مي شود. در اين ديار كه خداي متعال چيزي برايش كم نگذاشته است، « طبيعت » و «‌فرهنگ» غني و زرساز است و در اين ميان اگر دست در دل طبيعت نبريم و در پي كشف و استخراج معادن آن نباشيم، مس و طلاي انباشته در آن خراب نمي شود، اگر به طبيعت افسون گرش دست نزنيم، از قضا حالش خوب هم مي شود، اما اگر معادن ساز و سخن در قره داغ را كشف و فرآوري نكنيم، به زودي از دست مي رود و ما چونان آدم ميانسالي خواهيم بود كه ضربه اي خورده و دچار فراموشي شده و پيشينه اش محو شده است. براي همين بسيار ستون و سطور به اين موضوع اختصاص يافت و از غفلت هاي بنيان سوز در حوزه ي فرهنگ منطقه سخن ها به ميان آمد و فريادها بلند شد. مي دانيم كه اگر قره داغ خاستگاه « عاشيق » و « قوپوز» و « باياتي» هم كه به تنهايي نباشد، خاكش از گذشته مستعد رويش اين گنج ها بوده و امروز نيز همچون گذشته اش در اين موضوع بر صدر ايستاده است. مي دانيم كه قره داغ شعراي بزرگي همچون حكيم نباتي، عندليب قراجه داغي، بارز و ستار را زاده است و خوب مي دانيم كه ما و دولت ما مسئوليت و وظايفي در قبال شعر و ادب اين خطه دارند و خوب مي دانيم كه غفلت صورت گرفته هرگز قابل جبران نيست. استاد بارز شاعري ابعادي است كه در هر يك از جنبه هاي ديني و اجتماعي و...آن مي توان همايش هاي جداگانه برگزار كرد.

سال گذشته پس از درگذشت استاد بارز جمعي از شعرا و ادبا و نويسندگان ساكن شهرستان اهر، نامه اي را اول دي ماه ( 1390) به سرپرست اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اهر دادند كه در آن برگزاري يادواره استاد بارز تقاضا شده بود. به درخواست امضا كنندگان قرار شد من پيگير موضوع باشم. درخواست ما اين بود كه يادواره اي توسط اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اهر و با مشاركت و همكاري امضا كنندگان و خانواده ي آن مرحوم برگزار شود و محل دبيرخانه نيز همين اداره باشد. طرف مراجعه و پيگيري ما سرپرست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اهر بود. ايشان مدتي ما را منتظر دريافت مجوز از اداره كل متبوع گذاشتند و بعد به انتهاي سال رسيد و بحث « اتمام سال و سال مالي و مشكل تأمين اعتبار » مطرح شد و اعلام شد در سال جديد ( 1391) اعتبار مورد نياز مصوب و مجوز لازم اخذ مي شود. سال جديد آمد و براي اخذ مجوز « فراخوان يادواره » را خواستند و بلافاصله پيش نويس فراخوان ( براي برگزاري يادواره در تابستان 91) به آن اداره ارائه شد. در مراجعات مكرر با دست خالي برگشتيم و بهار طي شد و همچنان مشكل تصويب و تأمين اعتبار از سوي اداره كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان مطرح شد و آخرين بار ( پيش از آغاز ماه مبارك رمضان ) كه دوباره اهميت برگزاري اين يادواره براي سرپرست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اهر بازگو شد، ايشان گفتند « مشكل مجوز وجود ندارد و اداره كل هم علاقه مند به اين موضوع است، فقط بايد اعتبار در نظر بگيرند تا اقدام كنيم». در آن مراجعه ايشان گفتند « حتماً اين يادواره را برگزار مي كنيم» و قرار شد خبر بدهند. رمضان آمد و طي شد و ايام طولاني زلزله هم طي شد و پاييز هم آمد و اكنون در آستانه ي سالگرد درگذشت استاد بارز هستيم و هنوز از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اهر خبري نشد.

درخواست كنندگان برگزاري يادواره به نام تشكل و گروه و انجمن خاص اقدام نكرده بودند و در واقع اين اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي است كه بايد خود به اين موضوع اقدام مي كرد حتي اگر كسي و جمعي تقاضاي اين كار را نكرده بود. حال آيا نشانه اي از علاقه مندي اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اهر به اين موضوع ديده مي شود؟ آيا اداره كل محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي استان در اين موضوع مسئوليتي ندارد؟ حتي اگر درخواستي هم نبود، آيا اين اداره كل نبايد براي شاعري كه حداقل جايگاه استاني داشت، قدمي برمي داشت؟ چه بسا پنداشت مسئولان امر از يادواره، قرائت چند شعر در مجلس ترحيم آن مرحوم باشد، كه در اين صورت بهترين يادواره در مراسم تشييع و مجالس ترحيم بارز انجام شد و نيازي به زحمت و اعتبار نهادهاي مسئول نيست.  

اكنون روي سخن من با نماينده محترم اهر و هريس در مجلس است كه قانوناً نماينده مردم است و بايد مردم اين منطقه را با تمام ويژگي هاي فرهنگي و مدني شان، در خانه ي ملت نمايندگي كند. آقاي فلاح! مطمئن باشيد آثار تخريب هاي فرهنگي و ميراث فرهنگي ناشي از غفلت ها و بي مهري ها كم از ويراني هاي ناشي از زلزله نيست. بدانيد و مي دانيد كه ويراني ناشي از زلزله قابل مرمت است اما ويراني هاي فرهنگي قابل مرمت و بازسازي نيست. لطفاً از وزير محترم فرهنگ و ارشاد اسلامي سؤال كنيد چرا اعتبار ناچيزي براي برگزاري يك يادواره در اهر قابل تأمين نيست اما در مركز استان و پايتخت برنامه هاي متنوع فرهنگي مشكلي در تأمين اعتبار ندارند؟

مهرماه سال گذشته استاد بارز در جريان عيادت فرماندار محترم اهر و سرپرست محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي اهر از ايشان كه با همراهي جمعي از شعرا همراه بود، عبارت جانسوزي به زبان آورد و گفت « در وطن خود غريبم». من  اين را آخرين سخن بارز با مردمش پنداشتم و بر آن يادداشتي نگاشتم و حال اين عبارت را بهتر مي فهمم. آري استاد! شما غريب زندگي كرديد و اكنون هم نام و يادتان در وطن تان غريب است. شايد حكمت اين است كه نام شما غريب بماند چون ما لياقت معرفي شما را نداريم. چه بسا بهتر آن است كه آيندگان در مورد شما حرف بزنند چرا كه ما با اين اوصاف ممكن است كاري كنيم كه از قضا كار را خراب كنيم و به جاي شناساندان شما، شخصيت ادبي تان را در ابهام فرو ببريم. روحت شاد. 

مطلب پدر خوانده تراشی برای ادبیات طنز آذربایجان و باقی قضایا

مطلب پدر خوانده تراشی برای ادبیات طنز آذربایجان


و باقی قضایا


اخیرا مطلبی با عنوان پدر خوانده تراشی برای ادبیات طنز آذربایجان به قلم ابوالفضل وصالی روزنامه نگار و مدیر مسئول سابق نشریه آذرآبادگان در این وبلاگ منتشر شد. هرچند در ابتدای مطلب اشاره شده بود که درج این مطلب به معنای تایید یا رد آن نیست ولی سیامک آرش آزاد فرزند مرحوم حمید آرش آزاد طی تماسی نسبت به درج این مطلب گله مند بودند هرچند معتقدم که نباید مصلحت جامعه فدای مصلحت های دوستی و فامیلی و شخصی گردد ولی بر اساس احترامی که برای شخص سیامک خان قائلم و با عرض معذرت از آقای ابوالفضل وصالی این مطلب را از وبلاگ داینا حذف نمودم.  

                                                                        رضا عالی مدیر وبلاگ داینا


والبته پاسخ های شمادر باب این موضوع:

من او مطلبی باشقا سایت لاردا ها بئله بو وبلاگ دا « www.gurush.blogfa.com » اوخوموشام . اول نثری چوخ منطقی بیر ایضاح دی و سونراکی شعری چوخ گوزل و اورگه یاتان و البته گوجلی طنز شعری دی . منجه رحمت لیک آرشین سیامک اوغلو نون تقاضاسی او شعری و مطلبی وبلاگ لاردان سیلمک چوخ یئرسیز و مجادله رسمینن اوزاخدی!

آنجاخ حمید آرش رحمتلیگی اوزونن چوخ اوجاتماسی اوجوره کی او مطلبده ده توضیح وئریلیب بلکه ده اونو اوز اولدوقو نان دا داها تنزیل ائدیر .


***********


سلام
آقاي عالي
اطلاق عناوين براي افراد كار سختي است. در واقع نوعي داوري است و داوري مرتبه اي از فرهيختگي است كه مرتبه ي بالايي است. مي گويند ارزش جايزه به داوران است. اگر عنواني اطلاق شده بايد ديد از سوي چه كساني اطلاق شده است. يقيناً اگر اطلاق عنوان پدر طنز آذربايجان به زنده ياد آرش آزاد درست نباشد، خود آن مرحوم نيز به آن رضايت نخواهند داشت. ما در آذربايجان نهاد و تشكلي كه داوري اش و نظرش در چنين مسائلي مطاع عموم باشد نداريم و يا من اطلاع ندارم. با حذف يك مطلب و اجازه ي انتشار ندادن به يك نظر نمي توان واقعيت را مستور داشت. بهتر بود با دليل بر مطلب آقاي وصالي توضيح مي نوشتند. يعني هر كس نظر خودش را بدهد و نظر صائب قطعاً خود را نشان خواهد داد و بر كرسي خواهد نشست.
موفق باشيد.



دو روز تا پایان وعده ی معاون رئیس جمهور باقی مانده...

دو روز تا پایان وعده ی معاون رئیس جمهور باقی

 مانده، چه کارکرده ایم؟

امروز نوزدهم مهرماه است، دو روز تا وعده ی اتمام بازسازی مناطق زلزله زده که توسط معاون اول رئیس جمهور داده شده بود، باقی مانده هرچند اگر از انصاف نگذریم تاکنون برخی کارها انجام شده ولی هنوز حتی در بسیاری از روستا ها کار آوار برداری هم به انتها نرسیده.هنوز با وجود گذشت حدود دوماه بسیاری از هموطنان عزیزمان شبهای سرد پاییزی را در چادرها به صبح می رسانند. وقتی یاد آن روز که معاون اول رئیس جمهور با حضور در منطقه و با اشاره ی انگشت ذهنیت بازسازی منطقه در عرض دو ماه را در ذهن مردم  تصویر کردند می دانستم که هیچگاه ساخت و بازسازی منطقه ای با اینخرابی هایی با این حجم امکان پذیر نیست، ولی تحلیل این موضوع که معاون محترم رئیس جمهور با تکیه بر کدام متد و  منطقی این قول را به مردم دادندبماند برای دوستان تحلیلگر. موضوعی که الان از اهمیت بالایی برخوردار است زندگی هموطنانمان در زیر چادرهاست. مشکلی که هرگز نمی توان به غیر از بازسازی خانه های مردم فکر دیگری برای آن متصور شد. مسئله ای که با آمدن اولین برف زمستانی دیگر لاینحل باقی خواهد ماند. البته بهتر است برخی از آقایان نماینده هم به جای خودکشی برای انتقال رئیس دانشگاه آزادو وعده ی ساخت  بهتر از دیروز(با توجه به اینکه در منطقه قحط الرجال نیست، می تواند کس دیگری را به جای ایشان در این پست بگمارد)   فکری به حال آنانی بکنند که به ایشان رای دادند و صد البته ایشان هم قولهایی به آنان برای آباد کردن شهر و روستایشان. حالا تقسیم کردن حقوق دریافتی از مجلس در بین سوپورهای منطقه هم پیشکش خودشان. به فکر مردم باشید فعلا بچه های مردم شب را در سرما به صبح می رسانند.

یاریـــمـــین قاصیـــــــدی

اوستاد شهریاردان یار قاصیدی شعری

یاریـــمـــین قاصیـــــــدی

سن یاریمین قاصیدی سن

اگلش سنه چاى دئمیشم

خیالینى گوندره‌یب دیر

بس کى من آخ- واى دئمیشم

آخ! گئجه‌لر یاتمامیشام

من سنه لاى- لاى دئمیشم

سن یاتالى، من گؤزومه

اولدوزلاری سای دئمیشم

هر کس سنه اولدوز دئیه

اؤزوم سنه آى دئمیشم

سندن سونرا، حیاته من

شیرین دیسه، زاى دئمیشم

هر گوزه‌لدن بیرگول آلیب

سن گؤزه‌له پاى دئمیشم

سنین گون تک باتماغیوى

آی باتانا تای دنمیشم

ایندى یایا قیش دئییرم

سابق قیشا یاى دئمیشم

گاه طویووی یاده سالیب

من ده لى، ناى- نای دئمیشم

سونرا یئنه یاسه باتیب

آغلاری های هاى دئمیشم

اتک دولو دریا کیمى

گؤز یاشیما، چاى دئمیشم

عمره سوره‌ن من قره گون

آخ دئمیشم، وای دئمیشم

گلــــــــــــــــــــــــیــــــن



بوشعیری گلین باجیما سونورام، او (ورزقان ین زلزله سینده)چای کندینده 6 نفرین حایاتین یئنیده ن قایتاریب.

قایناق: اندریان نیوز


گلــــــــــــــــــــــــیــــــن

گؤنشین ایشیقلاری

داغلاردان اَریمه میشده ن

اؤنجه

توزدان

آغاجلار جوجه ریردی

کندلرین قابیرقالاری ازیلمیشدی

تورپاقلار قورخودان قیشلاریمی

قوجاقلامیشدی

سیزیلتی سسلری

یالقیز اوشاق توپو

گلین – گلین

گلین تانرینین قولاغی

اللری – سؤزو –گؤزو

منی دؤیدو اؤزو

یاشام قاپیسین رزه سین قاییردی

گؤزلریمیز گوله – گوله

دئدیم

گؤزلرین بنزه ییر تانری گؤزونه

آیاق باسدین گلین سارا ایزینه

دوغا ل توزاغینا دوشن کؤرپه نین

حایات پنجره سین آچدین اوزونه

گلین باجینین



بارماقلاری آغلاییردی

گؤزلریندن یاشام دامیردی



                                                                                            شعیر: محبوب حبیبی (حیدر اوغلو)

جشن بزرگ همدلی  شهر یاران به نفع زلزله زدگان

فروش کتاب ورزقان و خاروانا در کوچه پس کوچه

 های تاریخ به نفع زلزله زدگان

 

کتاب ورزقان و خاروانا در کوچه پس کوچه های تاریخ نوشته ی محقق و روزنامه نگار ورزقانی فردین الهیاری روزهای پنج شنبه و جمعه 13 و 14 مهرماه در جشن بزرگ همدلی  شهر یاران به نفع زلزله زدگان به فروش رفت. این جشن با حضور اکبر عبدی صبا وکیلی و چند نفر از بازیگزان مطرح برگزار شد که تمام عواید این جشن به نفع زلزله زده گان بود و کتاب ورزقان و خاروانا ... هم در سالن برگزاری (سینما 29 بهمن )به معرض فروش گذاسته شده که با استقبال خوب شرکت کنندگان مواجه گردید.لازم به ذکراست که تمام مبلغ حاصله از فروش آن به نفع زلزله زدگان بود.

سن تک گؤزه ل

بو بیر بیتی عزیز دوسلاریما تقدیم ائدیره م:

قاشلار ایتیلمیش بیر اوراق

کؤنلوم یازیلمامیش واراق

گزدیم یوردو اویماق ـ اویماق

قوشما قوشما ، غزل ـ غزل

گؤرمه میشم سیز تک گؤزه ل

چهل روزقبل...

چهل روزقبل...

زلزله

 چهل روزقبل زلزله ای مهیب بخشی از سرزمین عزیزآذربایجان را لرزاند . هنوز یاد وخاطره ی آن حادثه ی وحشتناک از یاد بسیاری از ما نرفته و هنوزبسیاری از ما  در شوک آن حادثه تلخ  به سر می بریم. بسیاری از روزنامه نگاران و فعالین مطبوعاتی که جای بسی تشکر دارد ÷س از این اتفاق در محل حادثه حضور یافته و به انعکاس اخبار و اطلاعات آن روزها پرداختند. کم نیست نقش این دوستان در متوجه کردن افکار عمومی به این اتفاق تلخ . سیل کمکهای مردمی که به این مناق سرازیر شد نیز نمود این تلاش هاست. هنوز گریه های مادران و پدران داغ دیده در ماتم عزیزانشان از یادها نرفته و همه ی ما در غم از دست دادن عزیزانمان در این مناطق داغ داریم. درآمارهایی که در آن زمان اعلام شد تعداد کشته شدگان حادثه 306 نفر قید شد. هرچند آمارهای اعلامی را هنوزهم خیلی ها باور نکرده اند ولی درست یا غلط بودن تعداد کشته و زخمی ها نمی تواند باری از دوش مردم زخم دیده ی آذربایجان بردارد و یا تسکینی بردل هموطنان و بازماندگان حادثه باشد. آنچه در این روزهای آغازین پاییز می تواند مرحم دل آنان باشد فقط و فقط بازسازی هرچه سریعترخانه های آنان است.

آنچه در حال حاضر دیده می شود عظم مردم و مسئولان برای بازسازی است ولی نتیجه ای که موجود است تلی از خاک است که بر سر هموطنان عزیزمان در شهرها و روستاهای زلزله زده آوار شده است، سرمای استخوان سوزی است که پیروجوان ، زن و کودک را در این مناطق تهدید می کند.

چهل روز از این حادثه ی جانسوز گذشت و فقط بیست روز از وعده ی معاون محترم رئیس جمهور که با اشاره ی انگشت مبارک به خبرنگار فرمودند فقط در عرض دوماه تمامی ویرانی ها را آباد خواهیم کرد، باقی مانده است و هنوز در برخی از روستاها حتی کارآوار برداری هم به اتمام نرسیده. این هموطنان هنوز هم درزیر چادر و در سرمایی سخت شب را به صبح می رسانند و فعلا وعده های داده شده تحقق نیافته است.

چهل روز گذشت و از اول مهر مدارس بازگشایی خواهد شد ولی هنوز در خیلی از روستاها کودکان زلزله شاید چشم انتظار یاری ما و مسئولین هستند. نمایندگانی که روزی برای گرفتن رای از این مردم داغ دیده به روستاها سفر می کردند ظاهرا هنوز هم نتوانسته اند در مورد وعده های داده شده توسط  دولت کاری انجام دهند.البته شایعاتی نیز هست مبنی بر اینکه برخی ها کمک های فرستاده شده توسط مردم و مسئولین را به بهانه ی پخش اصولی این اقلام در بین مردم  و دپوی آن از این وسایل و لوازم  به عنوان ابزاری برای جمع آوری رای در آینده استفاده می کنند. یعنی بدترین و کثیف ترین استفاده ای که می توان از وضع موجود نمود.

چهل عدد پیچیده ای است و در برخی مذاهب و ادیان از جمله دین اسلام جایگاه ویژه ای دارد. ضمن آرزوی شادی روح جان باختگان این حادثه و آرزوی صبر برای خانواده های داغ دیده امیدواریم به یمن همین عدد چهل

دعای «حول حالنا الی احسن الحال» شامل حال بازماندگان این حادثه ی تلخ گردد.

درس های بسیاری از این زلزله آموختیم . مهم ترین درسی که این حادثه ی شوم به ما آموخت حفظ همدلی و وفاقی بود که بایستی در بین همه ی ما چه هموطنان اهل اهر و چه هموطنان ورزقانی و هریسی حاکم باشد. ما نشان دادیم که قلب همه ی ما به عشق هموطنانمان در این مناطق می تپد.همه ی ما برای آنان گریستیم، به دیدارشان رفتیم با دستان عاطفه و احساس کودکان سرزمینمان را در آغوش کشیدیم و دست نوازشمان را از آنان دریغ نکردیم. درود برهمه ی آنانی که دلشان به عشق حادثه دیدگان تپید و درود برهمه ی آنانی که نشان دادند هنوز قلبی برای تپیدن در سینه هاشان دارند.